پژوهشی در فرشبافی دورۀ تیمور و شاهرخ بر اساس منابع تاریخی
نویسندگان
1 استادیار، گروه فرش، دانشکده هنرهای صناعی و کاربردی، دانشگاه هنر شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/hgj.2025.514467.1038چکیده
دربارۀ فرشبافی در دورۀ تیموریان، پرسشهایی بیپاسخ وجود دارد، زیرا فرش سالم و کاملی از این دوره به دست نیامده است. اطلاعات دربارۀ فرشهای تیموری بر پایۀ گمانههایی است که از نسخههای مصور، تاریخنامهها، سفرنامهها و جغرافینامهها حاصلشده و شناختی محدود ارائه میدهد. این پژوهش میکوشد پاسخگوی این پرسشها باشد: 1. جایگاه و کاربرد فرشبافی در دورۀ تیمور و شاهرخ بر پایه منابع تاریخی چگونه بوده است؟ 2. مواد اولیۀ مورد استفاده در بافت فرشهای دورۀ تیمور و شاهرخ چه بودهاند؟ ۳. چه هنرمندانی در شکلگیری و توسعه هنر فرشبافی در دورۀ تیمور و شاهرخ نقش داشتهاند؟ هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل جایگاه و تحولات فرشبافی در دورۀ تیمور و شاهرخ با تکیهبر متون تاریخی است. پژوهش حاضر از روش تفسیری-تاریخی و رویکرد تحلیلی بهره برده و کوشیده با تحلیل دادههای تاریخی در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، روایتی منسجم از وضعیت فرشبافی دورۀ تیموری ارائه نماید. یافتهها نشان میدهد که فرشبافی در این دوره هنری برجسته و تحتتأثیر تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بوده است. در این دوره، فرشهای نفیس و تزیینی جایگاهی ویژه در کاخها و محافل درباری داشتند و بهعنوان نمادی از تجمل استفاده میشدند. نگارگران نیز با طراحی نقشههای فرش، نقشی اساسی در ارتقای سطح فنی و زیباییشناختی این هنر ایفا میکردند. در دورۀ شاهرخ، حمایتهای درباری به گسترش فرشبافی انجامید و تلفیق سبکهای گوناگون به ارتقای کیفیت فنی و هنری فرشها کمک کرد. میراث فرشبافی دورۀ تیموریان تأثیری عمیق بر دورههای بعد، بهویژه صفوی نهاد و زمینهساز تحولات عمده در این هنر شد.