نقد جماعتگرایانه از بحران اخلاقی مدرنیته: بررسی چگونگی ساخت یک جامعۀ اخلاقی در اندیشه مک اینتایر
نویسندگان
1 سردبیر مجله انستیتو سیاست ایران، http://systinstitute.com
doi
10.22034/jpiut.2021.43480.2741چکیده
چگونگی ارتباط اخلاق و جامعه، همواره یکی از مهمترین پرسشهای پیشرویِ اندیشمندان اجتماعی و فلاسفه بوده است. در آغاز دورۀ موسوم به روشنگری، اخلاقِ غایتمدار که دستاورد فلاسفۀ یونان باستان از جمله ارسطو بود، به حاشیه رانده شد و عقل خودبنیاد، در کانون همۀ داوریهای اجتماعی قرار گرفت. در واکنش به چنین وضعیتی، جماعتگرایان با نقد ارزشزدایی از فلسفه در عصر مدرن، مکانیزمی برای ایجاد ساختار اخلاقی پیشنهاد دادند که با توسل به سنت ارسطوئی قابل تحقق است. مکاینتایر، بهعنوان یکی از مهمترین اندیشمندان در نحلۀ جماعتگرایان، با تاکید بر سنت اخلاقی ارسطوئی معتقد است فرد جدا از سنت، تاریخ و ظرف جامعه نمیتواند خردمند تعریف شود و تنها میبایست بستر لازم را برای سعادت جامعه از طریق گسترش "فن اخلاقی زیستن" فراهم نمود. برهمین اساس پرسش مدنظر این پژوهش، بر چیستی رابطه جامعه و اخلاق در سنت فلسفی اندیشه غربی ازنظر جماعتگرایان و همچنین چگونگیِ ارائۀ پاسخ مکاینتایر ساخت یافته است. به نظر میرسد مکاینتایر با نقد تفکر مدرن به مسئله عقل و ارزشهای اخلاقی در جامعه از منظر رویکردهای فلسفی غرب پرداخته و مکانیزم ایجاد ساختار اخلاقی را با ایدۀ "گزینش بهترین معیارها " و "فن اخلاقی زیستن" موردتوجه قرار داده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-هنجاری با درنظرگرفتن انتقادهای مطرحشده از سوی جماعتگرایان در رابطه با گسست رابطۀ اخلاق و جامعه، میکوشد تا به پیشنهادهای مکاینتایر برای تحقق ساخت یک جامعۀ اخلاقی در درون فرهنگ غربی بپردازد.