نقش تشبیه و تمثیل در تبیین مفهوم وحدت وجود در منطق الطّیر عطّار

نویسندگان

1 -

2 دانشگاه تهران

3 دانشگاه تهران

4 دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpl.2025.396103.2312
چکیده

این پژوهش به بررسی نقش تشبیه و تمثیل در تبیین مفهوم پیچیده وحدت وجود در منظومه عرفانی منطق الطّیر عطّار می‌پردازد. با توجّه به انتزاعی بودن مفاهیم عرفانی، عطّار با بهره‌گیری هوشمندانه از ابزارهای بلاغی، به ویژه تشبیه و تمثیل، توانسته این مفاهیم را به شیوه‌ای ملموس و تأثیرگذار ارائه دهد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل کارکرد این شگردهای ادبی در انتقال مفهوم وحدت وجود و بررسی نقاط قوّت و محدودیت‌های آن‌هاست. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مبانی عرفان اسلامی و نظریات بلاغی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد عطّار با تمثیل‌های متنوّعی مانند «سیمرغ و سایه»، «موم و اشکال آن»، و «تخته منجّم»، ابعاد مختلف وحدت وجود را تبیین کرده است. این تمثیل‌ها و تشبیه‌ها از سویی به درک بهتر مفاهیم کمک می‌کنند (وجه مقرّب) و از سوی دیگر به دلیل محدودیت‌های ذاتی، که هیچ تشبیه و تمثیلی از آن خالی نیست، ممکن است به برداشت‌های نادرست بینجامد (وجه مبعّد). این پژوهش نشان می‌دهد که عطّار با ترکیب هنرمندانه تشبیه‌ها و مبانی عرفانی، سازوکاری مؤثر برای انتقال مفاهیم انتزاعی ایجاد کرده است. با این حال، برای درک عمیق‌تر وحدت وجود، بررسی تطبیقی این تمثیل‌ها با آثار دیگر عرفا و تحلیل تأثیر آن‌ها بر مفاهیم فلسفی پیشنهاد می‌شود.