واکاوی مفهومی «احیای حقوق عامه» با مطالعه تطبیقی دعاوی منفعت عمومی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق قضایی، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار، پژوهشگاه قوه قضائیه، تهران، ایران.
doi
10.30497/law.2023.245036.3412چکیده
مفهوم کارویژه «احیای حقوق عامه» در دکترین و رویه قضایی همواره مورد اختلاف بوده است. حقوق عامه و مصادیق آن از یک سو و مفهوم احیاء از سوی دیگر محل اصلی این اختلاف میباشند. این ابهام با ظهور تحولات اجتماعی جدید و ملموستر شدن نیاز به پیشبینی روشهای نوین برای تضمین نفع عمومی پررنگتر شده است. ضرورت پیگیری تخلفات زیستمحیطی، تخلفات مربوط به بازار سرمایه، مشکلات مربوط به کیفیت خودروها و در سالیان اخیر مصائب ناشی از شیوع کرونا، از جمله مواردی است که باعث مطرحشدن مباحث مرتبط با احیای حقوق عامه و روشهای قضایی تضمین منفعت عمومی شده است. مباحث مرتبط با تضمینات قضایی منفعت عمومی در نظام حقوقی ما غنای چندانی ندارد، اما در نظام حقوقی سایر کشورها تا حد زیادی شرح و بسط یافته است. حقوق منفعت عمومی و مباحثی که ذیل آن مطرح میشود (مانند دعاوی منفعت عمومی، سمت و حقوق قابل استناد در این دعاوی) ارتباط بسیار زیادی با کارویژه احیای حقوق عامه دارد. در این مقاله با روشی توصیفی تحلیلی و با استفاده از دادههای کتابخانهای و انجام مصاحبه با اکثر دادستانهای مراکز استان و با بررسی رویه دادستانها درصدد خواهیم بود تا حد امکان ابهامات مرتبط با مفهوم حقوق عامه و احیای آن را با استفاده از دادههای تطبیقی (با تمرکز بر نظامهای کامنلا) برطرف نماییم. بر اساس بررسیهای انجامشده در این پژوهش، حقوق عامه را باید حقی تلقی کرد که ذینفع محصور ندارد و احیاء نیز از حیث ماهیت، بیانگر مفهوم نظارت و معادل با صلاحیتهای غیرکیفری دادستانها است.