ادغام رگرسیون لجستیک و شبکه خودکار مارکوف به منظور پیشبینی تغییرات کاربری سرزمین (مطالعه موردی: حوزه آبخیز گاماسیاب)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد ارزیابی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر
2 استادیار گروه محیطزیست (گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین)، دانشکده منابع طبیعی و محیطزیست، دانشگاه ملایر، ملایر، همدان
doi
10.22059/jne.2018.250805.1471چکیده
مدل CA مارکوف توان بالایی در ترسیم الگوهای مکانی و ارزیابی تغییرات کاربری و پوشش سرزمین دارد. در این مطالعه نقشههای کاربری سرزمین حوزه آبخیز گاماسیاب سالهای 1987، ۲۰۰۲ و ۲۰۱۶ با استفاده از تصاویر ماهواره لندست و سنجنده های TM، ETM+ و OLI و به روش طبقهبندی حداکثر احتمال استخراج شد توزیع مکانی و میزان انتقال کاربریهای سرزمین با استفاده از تکنولوژی GIS محاسبه شد و پس از آن انتقال در میان انواع مختلف کاربری بررسی شد تا ماتریس انتقال به دست آید. از نتایج ماتریس سالهای 1987 تا 2002 اینگونه استنباط میشود که اراضی صخرهای و بایر، مراتع و ساخت و ساز شهری ثبات و پایداری بیشتری داشتند و در مقابل پویایی و تغییر تحول بیشتر در کاربری آبهای سطحی و پس از آن کشاورزی بیشتر به چشم میخورد. بر اساس مدل موفق سال 2016 که با استفاده از نقشه 1987 و 2002 به دست آمد، نقشه کاربری 2030 پیشبینی شد. مجموعه تصاویر مطلوبیت موردنیاز برای این مطالعه با استفاده از رگرسیون لجستیک تهیه شدند و نتایج آن جهت پیشبینی روند تغییرات آتی در مدل CA-Markov استفاده شد. توافق بالا بین شبیهسازی و مشاهدات نشان داد که مجموعه تصاویر مطلوبیت بهدستآمده از رگرسیون لجستیک دقت بالایی دارد. همچنین ثابت کرد که عوامل انتخابشده میتوانند به طور معنیداری فرآیندهای تأثیرگذار بر تغییر کاربری زمین را نشان دهند. متغیرهای فاصله از انواع کاربری موجود انتظار میرفت بیشتر تأثیر را نسبت به سایر عوامل داشته است. فاصله از جاده و پس از آن رودخانه ضریب تأثیر بالایی در توسعه و ساختوساز شهری نشان میدهد. نتایج نشان میدهد بیشترین تغییر در کاربریهای مراتع تبدیل آنها به کشاورزی بوده و پس از آن نیز به اراضی بایر تبدیل شدهاند. طبقه کاربری اراضی بایر نیز بیشتر به کاربری کشاورزی تبدیل شدهاند .