بررسی انتقادی نسبت هنر سوررئالیسم با حقیقت با توجه به آراء هایدگر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2021.46172.2834
چکیده

هنر سورئال، هنری است که بر اساس نظریه ناخودآگاه فروید، توسط آندره برتون و لویی آراگون پایه‌گذاری شد. هنرمندان این سبک هنری در پی آزادسازی ناخودآگاه فردی و خلق ‌کار هنری با توجه به ناخودآگاه و رویا و واپس­زدگی (سرکوب) می­باشند. آنها بر این عقیده­اند که منشاء خلق کار هنریشان، ناخودآگاه فردی آنهاست. این پژوهش در تلاش است تا با تکیه بر آراء هایدگر در زمینه ارتباط هنر با حقیقت دریابد که هنر سوررئال که هنرمندان آن مدعی ارتباط هنرشان با ناخودآگاه فردی بودند و از رویاها و جنون و خیالاتشان تصویر می­کشیدند چه نسبتی‌ با حقیقت دارد؟ آیا این ادعای هایدگر که «در کار هنری حقیقت در کار است» در مورد نقاشی‌های سوررئال نیز صادق است؟ هدف پژوهش دریافت نسبت هنر سوررئال با حقیقت است. لذا نگارنده به عنوان نمونه به سراغ یکی از نقاشی­های رنه مگریت هنرمند مشهور سبک سورئال می­رود تا با نگاهی پدیدارشناسانه به این کار هنری برجسته دریابد که چگونه می­توان فرض کرد که در این کار هنری چیزی از پنهانی به پیدایی درمی­آید. این تحقیق به شیوه توصیفی تحلیلی و بر اساس‌ مطالعه منابع مکتوب کتابخانه­ای صورت گرفته است.