تحلیل ساختارهای دوگانه و نشانههای اسطورهای در شعر «چاووشی» اخوان ثالث بر اساس نظریههای کلود لوی استروس
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دامغان
doi
10.22059/jpl.2025.390665.2295چکیده
این مقاله با بهرهگیری از نظریۀ تقابلهای دوگانه کلود لوی-استروس به تحلیل ساختاری شعر «چاووشی» اثر مهدی اخوان ثالث میپردازد. هدف پژوهش، شناسایی و تحلیل تقابلهای بنیادین موجود در ساختار معنایی شعر و بررسی چگونگی سازماندهی این تقابلها در بستر روایت و زبان است. پرسش محوری این پژوهش آن است که تقابلهای دوگانه در شعر «چاووشی» چگونه عمل میکنند و چه نقشی در ساختار معنایی، اسطورهای و نشانهشناختی شعر دارند؟ در این پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی بهکار گرفته شده است و تقابلهایی چون «سفر و توقف»، «امید و ناامیدی»، «آزادی و اسارت» و دیگر دوگانگیهای معنایی، بهعنوان عناصر سازندۀ ساختار درونی شعر مورد بررسی قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهند که اخوان ثالث از طریق بهرهگیری از الگوهای اسطورهای، نمادهای فرهنگی و ساختارهای متقابل، نظامی معنایی میآفریند که ضمن بازآفرینی روایتهای کهن، شعر را به سطحی فراتر از تجربه شخصی ارتقا میدهد. شعر «چاووشی» در این تحلیل، نه بازتاب احساسات فردی، بلکه منظومهای از نشانهها و ساختارهای فرهنگی است که معانی خود را از طریق روابط تقابلی و رمزگانهای اسطورهای شکل میدهد.