خوانش عرفانی نگارۀ گریه پسر بر مرگ پدر با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبدالله انصاری

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری تخصصی تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران

2 استاد تمام، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

3 دانشیار، گروه نقاشی و مجسمهسا زی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران

doi
10.22034/hgj.2025.501951.1033
چکیده

منطق‌الطیر اثر عطار، ازجمله متون ادبی تأثیرگذار در ادب فارسی و ادب جهان محسوب می‌شود که نسخه‌های فراوانی از آن اغلب مصور هستند. یکی از این نسخه‌ها، محفوظ در موزه متروپولیتن و مربوط به دورۀ تیموری و مکتب هرات است. به دلیل اهمیت فنی نسخه و مشارکت بهزاد در آن و همچنین کیفیت بالای تصویرسازی نسخه و نکات عرفانی فراوانی که در نگاره گنجانده‌شده، ضرورت پژوهش بر آن محسوس است. در پژوهش حاضر به ارتباط میان داستان «نگارۀ گریه پسر بر مرگ پدر» اثر بهزاد با متن منازل‌السائرین خواجه عبدالله انصاری پرداخته شده و هدف از آن کشف روابط ناپیدای میان مضمون یقظه یا بیداری از منظر پیر هرات با کلیت داستان نگاره و نحوه عملکرد شخصیت‌های آن است. درمجموع با مطالعه نگاره مشخص شد که  عطار، بهزاد و سلطانعلی به بهترین وجه ممکن عبرت گرفتن از حال اهل بلا را به نمایش گذاشته‌اند. اشعار عطار اشاره به جمع‌کردن توشه‌ای جهت آخرت دارد و در این راستا بهزاد با نشان دادن گفت‌وگو میان پسرک عزادار و صوفی صاحب‌دل، ضرورت انجام اعمال نیک را قبل از فوت وقت خاطرنشان می‌سازد و تمامی عناصر دیگر (انسانی و حیوانی) در نگاره نیز بر این امر صحه می‌گذارند. عبارت سلطانعلی (القبر باب و کل الناس داخله) در سردر قبرستان، در تکمیل پیام مستتر در نگاره یعنی غنیمت شمردن باقی‌ماندۀ عمر، بسیار مؤثر است. پژوهش حاضر به‌صورت کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای (واقعی و مجازی) نگاره موردنظر را مورد واکاوی قرار داده ‌است.