فیشته و قوام یافتنِ اجتماعیِ سوژه
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران. ایران
doi
10.22034/jpiut.2021.40769.2618چکیده
در مرکز آنچه امروز «فلسفه قارهای» خوانده میشود، تزی است که میتوان آن را «تز اجتماعی بودن سوژه» نامید. مطابق این تز، سوژه ضرورتاً به صورت اجتماعی تقویم مییابد. به عبارت دیگر، چنین نیست که در ابتدا افراد یا سوژههای تک و جداافتادهای وجود داشته باشند و سپس وارد رابطه با دیگر سوژهها رابطه برقرار کنند، بلکه سوژهها از همان ابتدا با رابطه با یکدیگر شکل میگیرند. میتوان گفت اولین کسی که به صورت نظاممند برای این تز استدلال آورده، یوهان گوتلیب فیشته است. در این مقاله استدلال فیشته را آنگونه که در کتاب بنیاد حق طبیعی (۱۷۹۶) او آمده است، باز سازی میکنم. ایده اصلی در این بازسازی، آن است که طبق نظر فیشته، سوژه تنها در صورتی میتواند خود را مولف حقیقیِ کنش خود بداند که فرض کند سوژههای دیگری وجود دارند که میتوانند انجام این کنش را به او نسبت دهند. به بیان دیگر، نزد فیشته، فعالیت اِسناد به خود که مقوم سوژه است، تنها با شرط فرضِ وجود سوژههای دیگر ممکن است.