در باب اهمیت نقاشی: خوانشی پدیدارشناختی از نقاشی ایرانی با نگاه به آرای استیون کروئل و پاول کراودر
نویسندگان
1 استادیار فرهنگستان هنر، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2020.41619.2663چکیده
مسئله پژوهش حاضر در وهلة اول تبیین چرایی اهمیت نقاشی است.این مقاله در مسیر گشودن این مسئله آرای استیون کروئل و پاول کراودر را در سنت پدیدارشناسی بازخوانی میکند. به اعتقاد آنها نقاشی فقط انتقال اطلاعات تجربی نیست، بلکه شامل یک بینش فلسفی عمیق است که براساس مؤلفههای؛ سکوت، سطح، مکان و زمان میتواند مورد واکاوی قرار بگیرد. در امتداد این مؤلفهها، ابتدا دو مفهوم زیبایی ایدئال و زیبایی متافیزیکی طرح شده است و در وهلة دوم از مجموعة مفاهیم ذکر شده برای رسیدن به خوانشی جایگزین در نقاشی ایرانی استفاده میشود. نگارنده سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از آرا این دو پدیدارشناس اهمیت نقاشی ایرانی را با خوانشی جایگزین [نسبت به خوانشهای سنتگرایانه و تاریخنگارانه] ارائه دهد. از رهگذر بازخوانی آرای آنها به این نتیجه میرسد که علت اهمیت نقاشی ایرانی راهی است که برای مواجهه با حقیقتی عمیقتر و فراتر از ادراک روزمره ایجاد میکند. مواجههای که نقش هستیشناختی ما را نسبت به موجودات دیگر یادآوری میکند؛ ما را از محدودیتهای متناهیمان فراتر میبرد و دعوت میکند تا عمیقتر به راز هستی بپردازیم و از این مسیر به شکلی از تعالی زیباییشناختی نزدیک شویم.