بررسی تطبیقی استعاره مفهومی هجو از نظر زبانی در اشعار خاقانی و متنبی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 گروه عمومی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه فسا، فسا، ایران
doi
10.22059/jpl.2024.361297.2183چکیده
در این پژوهش، برآنیم تا با بهرهگیری از شیوة تحلیلی- نموداری؛ به بررسی تطبیقی استعارۀ مفهومی هجو، در زبان شعری خاقانی و متنبی بپردازیم. از این رو، پس از تعریف نظریه استعاره مفهومی و ارتباط مفهوم هجو با آن، ابتدا به بررسی حوزه های مبدأ در نگاشتهای استعاری هردو شاعر خواهیم پرداخت، آنگاه با بررسی تطبیقی جلوههای استعاری، تفاوت ها و تشابهات آنان را با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد. از آنجایی که کارکرد استعاره مفهومی، عینی سازی مفاهیم و احساسات است، در این نوشتار قصد داریم تا با روش شناختی، نشان دهیم که این نظریه تا چه اندازه می تواند در شناخت ذهنیت، عواطف، شباهت ها و تفاوت های دو شاعر کمکرسان باشد. بنابراین، کوشش شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود: 1. مفهوم هجو در اشعار خاقانی و متنبی در چه حوزه هایی از استعاره مفهومی نمود یافته است؟ 2. تفاوت ها و شباهت های هر دو شاعر در سطح کلامی این استعاره چگونه است؟ 3. کدام حوزه استعاری در زبان شعری هر دو شاعر غلبه دارد؟ یافتههای پژوهش نشان می دهد: حوزه های مبدأ به کار رفته در زبان دو شاعر تقریبا همانند است، به این معنا که بیشترین حوزه مبدأ استفاده شده در زبان هر دو شاعر مربوط به استفاده از نام حیوانات است اما واژگان تابو و پرهیزه در زبان متنبی نمود بیشتری نسبت به زبان خاقانی دارد، در حالیکه خاقانی بیشتر از جلوههای کلامی در این زمینه بهره می برد. شایان ذکر است یافته های دیگر پژوهش، در متن مقاله به طور مفصل بیان شده است. امید است این پژوهش کمکی باشد در شناخت بهتر اندیشه ها و عواطف هر دو شاعر.