بررسی مقایسهای عوامل انسجام در دو کتاب «سفر به گرای 270 درجه» و «دل دلدادگی»
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، گروه زبان و ادبیات فارسی
2 دانگشگاه تهران، گروه زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22059/jpl.2023.365195.2200چکیده
در این مقاله با بهرهگیری از نظریه انسجام در چارچوب نظری دستور نقشگرای نظاممند هلیدی، به تحلیل انسجام و پیوستگی در متن دو رمان دفاع مقدس یعنی «سفر به گرای 270 درجه» و «دل دلدادگی» پرداختهایم تا مشخص شود در این دو کتاب چگونه از مؤلفههای انسجام به منظور دستیابی به پیوستگی متن استفاده شده است. از دیدگاه هلیدی انسجام یکی از معیارهای معنادار بودن متن است و حضور عوامل مختلف انسجامی متن را از غیر متن متمایز میکند؛ پس خلا وجود عوامل انسجامی در متن میتواند در رساندن و انتقال معنای نهفته در آن اشکال ایجاد کند. در این پژوهش مشخص گردید که در «سفر به گرای 270 درجه» میزان استفاده از عوامل انسجام دستوری و انسجام پیوندی با 43.5% برابر بوده و در مرتبه بعدی 13% نیز از عوامل انسجام واژگانی استفاده شده است در حالیکه در «دل دلدادگی» میزان استفاده از این عوامل به ترتیب 40%، 31% و 29% بوده است. دلیل این اختلافات به سبک متفاوت دو نویسنده در روایت و خط سیر زمانی روایت بازمیگردد. در مجموع نیز بسامد استفاده از همه عوامل انسجام در هر سه بخش دستوری، پیوندی و واژگانی در «دل دلدادگی» بیش از «سفر به گرای 270 درجه» بود به جز مؤلفه ادات افزایشی. نکته دیگر آنکه استفاده بیش از هنجار از مؤلفههایی مانند تضاد و ادات علّی در «دل دلدادگی» نشان از چندصدایی و در مقابل عدم استفاده از ادات علّی و بسامد پایین استفاده از تضاد، نشان از روایتی تکصدا از جنگ در «سفر به گرای 270 درجه» دارد