لِم های فلسفی ساختن هنر از منظر دریدا
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه هنر، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2020.38148.2507چکیده
نخستین مقاله کتاب حقیقت در نقاشی، «پارارگون/Parergon»، را بعضی به «پیرامون کار» و یا «پیراکار» ترجمه کردهاند. اما «پارارگون» برای دریدا چیزی بیش از معنای لغوی صرف است. در بیان بیمأواییِ پارارگون، دریدا آنرا «نه کار و نه بیرون از کار» میداند، «پارارگون نه در درونْ جایی دارد و نه در بیرونْ، نه در ماورأ و نه در مادون قرارگرفته است». دریدا این واژه را از نقد سوم برگرفته است. فصل «Lemmes» نقطه عزیمت دریدا در این کتاب است. در این مقاله، کلیدواژه «لِم» (فوتوفن، شگرد) را معادل کلیدواژه فرانسوی «Lemmes» قرار دادهایم و آنچه دریدا لمهای کار میخواند، که فیالواقع روشهایی برای فلسفی ساختن هنر هستند، را بررسی کردهایم. روشهایی که هنر را در ساختار متافیزیکیِ فلسفه محدود ساختهاند و آنرا در حالتی اولیه و راستین تعریف میکنند. این روشها شامل: لم هجوآمیزِ زمان، لم آموزههای هنر، لم حلقههای مدور و لم سوم یا میانی است. در این حین به مفهوم «مغاک» خواهیم پرداخت. مفهومی که نشانگر برخورد ذهن و عین (سوژه و ابژه) به عنوان یکی از مسائل تعیینکننده فلسفه است و خاصه پس از کانت دغدغهای جدی برای تعریف سوبژکتیویته بوده است. از دیگر ارجاعات مغاک (شکاف، خلیج) در متن دریدا، اشاره به فاصله پرنشدنی دو نقد نخست کانت، و افزون بر آن رابطه نومن و فنومن است.