قانون بهمثابه امری اجتماعی؛ مطالعه روششناسانه نظریه قانون مونتسکیو
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم قرآن و فقه، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.30497/law.2022.243287.3276چکیده
با پیدایش مدرنیته به تدریج شاهد تغییر مبنای علم و شکلگیری علمی متفاوت از دوران پیش از آن هستیم. علم جدید، صورت کامل شده علم دوران پیش از مدرن نیست، بلکه مبتنی بر بنیادهای هستیشناسانه، معرفتشناسانه و انسانشناسانه متفاوت و متکی بر تلقی خاصی از طبیعت، انسان و خداوند است. نظریه مونتسکیو در چارچوب رویکرد مدرن، توجهی به طبیعت ثابت انسان، مبدأ و غایت وجودی او در رسیدن به سعادت حقیقی ندارد. در چارچوب آن، انسان دارای طبیعتی ثابت و پایدار نیست، بلکه طبیعت او در خلال اجتماع ساخته میشود. او قانون را از اجزای نظام اندامواره اجتماعی میداند و تلاش میکند پیوند بین «قانون» به عنوان امری اجتماعی با شرایط مختلف اجتماعی را آشکار سازد. مهمترین نتایج تلقی قانون به مثابه امری اجتماعی در اندیشه مونتسکیو عبارت است از: تحلیل قوانین جامعه بر اساس شرایط اجتماعی، پذیرش روابط علّی حاکم بر قانون، نسبیت قانون و جدایی آن از ارزشها و از دین. این مقاله میکوشد با رویکرد روششناسانه، بین اصول علم اجتماعی او و مبانی بنیادین آن و نظریه قانون وی ارتباط برقرار کرده و نظریه قانون او را در پرتو بنیانهای علم اجتماعی جدید که متفاوت از بنیانهای علم سنتی است مورد مطالعه قرار دهد.