کارکرد اقتضای حال در حکایات گلستان سعدی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpl.2024.360093.2178
چکیده

در این گفتار به این موضوع می‌پردازیم که سعدی در گلستان چگونه همه عوامل مؤثر در برقراری ارتباط کلامی (متکلم، مخاطب و کلام) را در نظرداشته و مقتضیات هر یک را در جای خود رعایت کرده است. او ویژگی هایی را برای متکلم بلیغ برمی‌شمارد و به متکلم توصیه می‌کند که در هر حال مقتضای حال و مقام را در نظر داشته باشد و سخن مناسب حال گوید. سعدی آمادگی ذهنی مخاطب را به اندازه فصاحت و بلاغت متکلم در تأثیر سخن واجب و لازم می‌داند. او در گلستان هر سه جنبه کلام (موضوع، ساختار و لحن) را مطابق با اقتضای حال ترتیب داده است. تنوع موضوع در گلستان گویای دقت نظر و توجه سعدی به طیف گوناگون مخاطبان مختلف و احوال آنها است.  سعدی اقتضای حال را در ساختار کلام نیز در نظر دارد و از تمام امکانات و ابزارهای زبانی همچون ایجاز و اطناب، کنایه، تمثیل و ایهام بهره می برد. وی در انتخاب لحن نیز تنوع مخاطبین خود را در نظر دارد و لحن های گوناگون در متن گلستان گویای این امر است. در این پژوهش مسئله اقتضای حال در حکایات گلستان بررسی شده و برای هر کدام از مقتضیات کلام نمونه هایی از این کتاب ارزشمند ذکر شده است. با پی بردن به مقتضای حال کلام و اغراض ثانویه جملات می‌توان به درک بهتری از حکایات گلستان دست یافت. این پژوهش به روش تحقیقی_تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده است