خاطره به مثابه یک ژانر؛ متن پنهان داستان‌های دفاع مقدس

نویسندگان

1 پژوهشگر

2 مدرس دانشگاه و پژوهشگر، و شاغل در دانشگاه تهران. معاونت فرهنگی

doi
10.22059/jpl.2024.367476.2213
چکیده

خاطره پیشینه تأثیرگذاری در متون ادبی و تاریخی ایران و جهان دارد تا جایی‌که از آن به‌عنوان گونة ادبی یاد کرده‌اند و شاهد اهمیت آن به‌مثابه یک نوع ادبی در ادبیات دفاع مقدس هستیم؛ زیرا متن پنهان بسیاری از انواع ادبی از جمله رمان و داستان کوتاه و بن‌مایه بسیاری از شاهکارهای آن به‌شمار می­رود. رزمندگان خاطره‌نویس دفاع مقدس با رعایت اصولی ساده و قواعدی محدود، خاطرات تلخ و شیرین دوران رزم، همچون پیروزی‌ها و شکست‌ها، حوادث مهم و عواطف و احساسات را ماندگار کرده‌اند. این ماندگاری نه تنها در قالب خاطره‌نوشته بلکه در بسیاری مواقع به واسطه هنر، خلاقیت و توانایی نویسنده در قالب داستان مانا می‌شود؛ زیرا طی فرآیندی عامدانه یا ناخودآگاه، بسیاری از خاطرات به داستان دگردیسی یافته است. در این جستار کوشیدیم با روش تحلیلی-توصیفی و رویکرد نقد تکوینی، این مهم را تبیین کنیم که گونۀ ادبی خاطره، چگونه متن پنهان ادبیات داستانی دفاع مقدس می­شود و فرآیند این دگردیسی چگونه اتفاق می­افتد. ضمن بررسی سه رمان و سه مجموعه داستان کوتاه ادبیات دفاع مقدس دریافتیم که بسیاری از داستان‌ها، تحول‌یافته خاطرات نویسنده (خودِ خاطره‌اندوز) و یا دیگر خاطره‌اندوزان هستند. یعنی خاطرات، طی فرآیندی دستخوش دگردیسی شده و در کسوت ژانری جدید به نام داستان عرضه شده‌است. همچنین خاطره در برخی داستان‌ها حضوری پوشیده دارد که تشخیص آن برای منتقد ادبی سخت و گاهی غیرممکن می‌نماید. در برخی از این رمان­ها، نویسنده از حضور خاطره آگاه نیست، اگرچه خلاقیت و هنر نویسنده و ذهن مخیّل او نیز در پنهان‌سازی خاطره در داستان دخیل است