بررسی مؤلفههای مکتب اکسپرسیونیسم در رمان با تمرکز بر رمان «زندگی همین است» اثر محمدهاشم اکبریانی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22059/jpl.2024.369587.2223چکیده
گذشته از مکتبهای رئالیسم و ناتورالیسم که ارتباط خاصی با نوع ادبی رمان دارند، ویژگیهای سایر مکاتب هنری اعم از سمبولیسم، کوبیسم، امپرسیونیسم، دادائیسم، سوررئالیسم و اکسپرسیونیسم بیشتر در هنرهایی همچون نقاشی، شعر و حتی تئاتر بازنمود یافته است. ازهمینرو سخنگفتن درباب مؤلفهها و ویژگیهای این مکاتب در حوزة رمان همواره محل بحث بوده است. در این میان مکتب اکسپرسیونیسم شرایط خاصی دارد. طرز تلقی خاص پیروان این مکتب از واقعیت و شیوة بازنمایی آن و همچنین وجود خصایصی نظیر ذهنگرایی مفرط، توجه به امور غریب و فاقد توجیه منطقی و گریز از محاکات در ساخت تصویر، باعث شده است که ارتباط این مکتب با رمان با ابهامهای بیشتری همراه باشد. ازهمینرو در این مقاله تلاش شده است تا به روش تحلیلی-توصیفی و با تمرکز بر متن رمان «زندگی همین است» اثر محمدهاشم اکبریانی، موضوع شیوة انعکاس ویژگیهای مکتب اکسپرسیونیسم در نوع ادبی رمان بررسی گردد و به این سؤال پاسخ داده شود که مؤلفههای مکتب یادشده در کدامیک از دو سطح فُرمی و محتوایی و به چه شیوهای بازنمود یافته است؟ نتایج نشان میدهد اکسپرسیونیسم در رمان، توأمان در دو سطح فرمی و محتوایی امکان بروز دارد. در سطح محتوایی با ویژگیهایی همچون پرداختن به امور غریب و فاقد منطق، فضای کابوسوار، شخصیتهای نوعی و جهان گروتسکی و در سطح فُرمی نیز بهشکل توجه به شیوههای مدرن در روایتگری همچون استفاده از تکنیک جریان سیّال ذهن، روایهای متعدد، عدم التزام به پایانبندی کلاسیک و بهویژه ساختار اپیزودیک.