نقد کهنالگویی شخصیت «درویش» در قصۀ نوشآفرین گوهرتاج
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22059/jpl.2023.359939.2177چکیده
«درویش» به معنی فقیر، نیازمند، گدا و مسکین است. همچنین به زاهدان، عارفان و صوفیانی که به دنیا و هر چه در آن است، بیاعتنا هستند و روی نیازشان فقط به سمت خداست، درویش میگویند. بنابراین، درویش کسی است که خواسته یا ناخواسته، بیچیز و فقیر است. صفت درویشِ واقعی قناعت و خرسندی است. این پژوهش بر آن است که شخصیت درویش را در قصۀ نوشآفرین گوهرتاج بر اساس نظریۀ کهنالگویی یونگ بررسی کند و خوانش نوینی از این داستان ارائه دهد که موجب درک زیرلایههای غریزی، فرهنگی و آرمانی جامعۀ ایرانی در برههای خاصّ میشود. واکاوی شخصیت درویش به عنوان شخصیتی کلیدی در این داستان و حقیقت روانشناختی او، میتواند این هدف را تقویت کند. ضمن اینکه تأییدی نیز بر اهمیت داستانهای عامیانه از نظر یونگ است. روش تحقیق، تحلیل کیفی و کمّی است که با استناد به منابع کتابخانهای شکل میگیرد. در این قصه، هفت شخصیت هستند که میتوان آنها را با شخصیت درویش تطبیق داد. نقشهای کهنالگویی این شخصیتها به ترتیبِ بسامد، خویش، نقاب، قهرمان، پیر خردمند، آنیموس و سایه هستند. نقشهای اصلی قصه از درویش چهرهای آرمانی ارائه میدهند: قهرمان منجی و پیر خردمندی که گرهگشای تمام مشکلات است. بر این اساس، شخصیت درویش در کل از دید عامه، شخصیتی مثبت و محترم بوده است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد چگونه مفاهیمِ برگرفته از باور عامه، نیازها و آرزوهای ناخودآگاه مردم و ساختار سیاسی- فرهنگی جامعه بر شخصیتپردازی داستان (اینجا تیپ درویش) اثر میگذارد.