بررسی تشابهات و مشترکات ساختاری بوف کور با دانشجوی پراگ
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22059/jpl.2023.350094.2115چکیده
بوف کور یک متن هنری با موضوع روانشناختی است. جهانبینی رمانتیک و شور عاطفی فضای دنیای شخصیتهای این رمان را پر کرده است. بدون تردید، هدایت در نوشتن آن از آثار ادبی و هنری و نظریات روانکاوانۀ غربی از جمله فروید و یونگ متأثر شده است. در این رمان تاثیر نظریۀ روانشناختی «سایه» و سنت «همزادنویسی» در عالم ادب روایی بیش از دیگر نظریات است. همۀ شخصیتهای این رمان در حقیقت یک نفر و به عبارت دیگر سایهها یا همزادانی از قهرمان هستند و خودنمایی شخصیتها در پرسوناهای متفاوت موجب شکلگیری رمان، ساخته شدن دنیای آن و پیچیدگی زبان آن شدهاست. یکی از آثاری که بوف کور بیش از همه با آن اشتراکات و تشابهاتی دارد، فیلمنامه دانشجوی پراگ نوشتۀ اِوِرس است. این فیلمنامه در سال 1913 در آلمان به نمایش درآمد و در سالهای 1926 بازسازی مجدد و در سال 1935 صداگذاری شد. هدف این نوشته یافتن مشترکات و تشابهات این دو اثر است. روش بررسی مطابقه دادن ساختار، مراحل شکلگیری، استفاده از ابزارها و نمادها، نقشهای شخصیتها، روابط شخصیتها با قهرمان و پیام این دو اثر است. نتیجۀ بررسی نشان میدهد که مشترکات و تشابهات بوف کور با این اثر بیش از دیگر آثاری است که تا حال با بوف کور مقایسه شدهاند و این مشترکات در زمینههایی که در روش بررسی برشمردیم، دیده میشود.