تطور و تحول فرزندنامه در ادوار ادب فارسی (قرن چهارم تا دوران معاصر)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور. تهران. ایران
doi
10.22059/jpl.2023.350407.2117چکیده
در ادوار نظم و نثر فارسی، شاعران و نویسندگان، بخشی از کلام خود را به اندرز به فرزند اختصاص میدادند که این امر دال بر اهمیت و توجه به تعلیمِ فرزند متون ادبی است. فرزندنامهها، نامههای خصوصی در بطن متن آثار ادبی هستند که در عین پیوستگی با متن، معنای مستقلی دارند. این فرزندنامهها جای خاصی در متن ندارند، گاهی در بخش آغازین و گاهی در خِتام آمدهاند. فرزندنامهها بیشتر در منظومههای غنایی سبک عراقی مورد توجه قرار گرفتهاند تا جایی که نظامی گنجوی، در لیلی و مجنون در36 بیت، پسر خود محمد، امیرخسرو دهلوی، در دولرانی و خضرخان در 224 بیت، پسرخود «مبارک»، در مجنون و لیلی در 157 بیت، پسرخود «خضر»، سلمان ساوجی، در فراق نامه، در 93 بیت، فرزندخوانده خود «سلطان اویس» و جامى در یوسف و زلیخا ر 99 بیت، در لیلی و مجنون در 32 بیت و در سلامان و ابسال، فرزند خود ضیاءالدین را در 11 بیت و خواجه مسعود قمی در منظومه یوسف و زلیخا پسرخود غیاثالدین محمد را در 143 بیت مورد خطاب قرار دادهاند. شاعران و نویسندگان فرزندان خود را به فضایل اخلاقی تحریض و تشویق و از رذایل و منهیات نهی کردهاند، تنها امیرخسرو در منظومۀ غنایی هشت بهشت، دختر خود عفیفه را در 76 بیت نصیحت میکند. مقالۀ حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی میکوشد به این سؤال پاسخ دهد که بیشترین مضمون فرزندنامهسرایی در متون ادبی چیست؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد که مضامین همۀ فرزندنامهها توجه به اخلاق فردی است.