تیغِ تهمورث
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت الله بروجردی، بروجرد
doi
10.22059/jpl.2023.355391.2152چکیده
یکی از موضوعات رایج در اساطیر و حماسههای جهان، اختصاص رزمافزارهایی شگفت برای پهلوانان است، که وجهِ مشترک همگیِ آنها، تفاوت و تمایزی است که با رزمافزارهای معمولی دارند. گرچه در منظومههای پهلوانیِ اصیلی چون شاهنامه، گرشاسبنامه، بهمننامه و کوشنامه، با تعداد انگشتشماری از این رزمافزارهای شگفت پهلوانان روبهرو هستیم، ولی در عوض، در طومارهای نقالی شاهنامه، منظومههای پهلوانی متأخّر و قصههای حماسی-ماجراجویانۀ عامیانۀ فارسی، با انبوهی از ایندست رزمافزارها مواجهایم که معروفترین و شاخصترینِ آنها، «تیغ تهمورث» است. این تیغ که ساخته و پرداختۀ ذهن خلّاق نقالان و قصهپردازان است، تیغی است سِحرگشا که فقط خاندان رستم از آن بهره میجویند، و اگر هم نمونههای بسیار معدودی از آن را در دست پهلوانان دیگر میبینیم، آنان، پهلوانانی هستند که ساختوپرداخت کردار و خویشکاریهایشان، تحت تأثیر قصههای رستم بوده است. اهمیت پژوهش پیشِ رو در آن است که نگارنده، به ریشهشناسی اساطیری تیغ تهمورث میپردازد و شکلگیری آن را در طومارهای نقالی و قصههای عامیانه، براساس گفتمان رایج در ادب اساطیری و پهلوانی بررسی میکند. این پژوهش که به روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهرهگیری از منابع درجه اول اساطیری، تاریخی و حماسی صورت پذیرفته است، بدین نتیجه میرسد که علت انتساب تیغ سِحرگشا به تهمورث، سه رخداد اساطیری منتسب به او، یعنی: پیشدادی بودن، زیناوند بودن و نبرد با دیوان و جادوان است. ضمناً این تیغکه به علت «پدیدۀ انتقال»، به کیومرث، جمشید و سلیمانع نیز منتسب شده است، سه کارکردِ مهم را در متون نقالی و عامیانه بر عهده دارد؛ این سه کارکرد عبارتاند از: روئینتنکشی، جادوکشی و باطلالسحر بودن.