واکاوی مقولۀ مکان در سه داستان شاهنامه بنا بر نظریۀ ذهنیت اسطوره‌ایِ لوی-برول

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jpl.2022.342175.2053
چکیده

ابهام مکان در شاهنامه موضوعی است که در بخش‌های اساطیری  و پهلوانی به چشم می‌آید. ایران از مکان‌هایی است که دارای ابهام است. در سه داستان تاج‌گذاری ایرج، دربندشدنِ کیکاوس در هاماوران و جنگ بزرگ کیخسرو و افراسیاب، ایران نقشی برجسته در روایت داستان دارد. همچنین ابهام ایران در این سه داستان و ویژگی‌های اساطیری آن چشم‌گیر است. در این پژوهش کوشیده‌ایم تا با تکیه بر مطالعات کتاب‌خانه‌ای و بهره‌گیری از روش تفسیری-تحلیلی و تأکید بر نظریۀ ذهنیت اسطوره‌ای لوی-‌برول به خوانشی انسان‌شناسانه از این سه داستان برسیم. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که ابهام مکان نتیجۀ ذهنیت اسطوره‌ای سازندگان این داستان‌هاست. در این داستان‌ها ایران و ایرانیان مفاهیم مستقل نیستند بلکه مقولاتی آمیخته‌اند که عواطفی را به همراه دارند. ذهنیت اسطوره‌ای تهدید هر عضو گروه را به‌عنوان تهدید تمامیت آن در نظر می‌گیرد چرا که کل و جز را یکی می‌داند و از نظر این ذهنیت، چنین دیدگاهی دارای تناقض نیست. پس جنگ‌های ایرانیان و تورانیان چیزی فراتر از جنگ‌های سیاسی و تلاشی برای نگاهداشت ایران و ایرانیان است. همچنین در داستان‌هایی که در این مقاله تحلیل کرده‌ایم، کین‌ستانی نقشی اساسی در پیشبرد داستان دارد چرا که این رفتار از نظر اخلاق پذیرفته از جانب ذهنیت اسطوره‌ای برای حفظ گروه بایسته است. ابهام مکان در شاهنامه علاوه‌بر دلایل گوناگون، نتیجه‌ی ذهنیت اسطوره‌ای سازندگان است.