بررسی تطبیقی دعوای غیرمستقیم در حقوق ایران، فرانسه و مصر با محوریت حقوق ایران
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 استاد، گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.30497/law.2022.240103.2970چکیده
دعوای غیرمستقیم به عنوان استثنائی بر اصل نسبی بودن اثر قراردادها به طلبکاران بدون وثیقه و طلبکاران دارای وثیقهای که ارزش وثیقۀ آنان به اندازۀ طلب شان نیست، تحت شرایطی اجازۀ دخالت در امور حقوقی بدهکار اصلی را میدهد. این اقدام به دلیل وارد شدن حاصل دعوا در دارایی بدهکار اصلی، به نفع سایر طلبکاران که در این دعوا شرکت نداشتهاند نیز میباشد. با مطالعۀ تطبیقی این نهاد در حقوق ایران، فرانسه و مصر متوجه متروک بودن و در نهایت نسخ این نهاد (مادۀ 36 قانون اعسار) در حقوق ایران میشویم که این امر با توجه به مصالح طلبکاران و آثار این نهاد در عرصه عمل قابل انتقاد به نظر میرسد. اما در حقوق فرانسه و مصر این نهاد مورد تجزیه و تحلیل حقوقدانان قرار گرفته و رویۀ قضایی فرانسه نیز در این خصوص بسیار فعال بوده است. هدف از مطالعۀ حقوق دو کشور مذکور با حقوق ایران، شناسایی شرایط اقامۀ این دعوا، ماهیت، قلمرو و آثار آن در عرصۀ عمل میباشد تا از این طریق خلاء ها و نقاط قوت این نهاد هر چند منسوخ در حقوق ایران روشن شود. پژوهش حاضر میتواند راهگشای قانونگذار در جهت احیاء مجدد این نهاد و پیش بینی قوانین مرتبط با آن در حقوق ایران باشد. همچنین در این پژوهش تفاوت دعوای غیرمستقیم با نهادهای مشابه نیز بیان شده تا از خلط موضوع جلوگیری کرده و از شناسایی نهادهایی مانند دعوای معاملۀ به قصد فرار از دین، دعوای مشتق و مادۀ 418 قانون تجارت به عنوان مصادیقی از دعوای غیرمستقیم جلوگیری شود.