کاربردِ نظریّۀ ادبی؛ نگاهی انتقادی به آراءِ کورش صفوی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
doi
10.22059/jpl.2022.333490.1987چکیده
بخشی از دیدگاههای کورش صفوی در آثارش، دربارۀ کاربرد نظریّههای ادبی در نقد است. وی با مرور و معرّفی نظریّههای مختلف ادبی و دستهبندی آنها بر اساس مقولاتِ ششگانۀ نظریّۀ ارتباطی یاکوبسن، بر ناکارآمدیشان در نقد ادبی تأکید کرده و بر همین اساس، نظریّهای نیز برای نقد پیشنهاد داده است که از معیارهای مورد نظر او برای کارآمدی نظریّه برخوردار باشد. برخی از مهمترین معیارهای صفوی برای کارآمدی یک نظریّه در نقد ادبی، عبارتاند از: علمیبودن، جامعیّت (پوششدادن تمامی مؤلّفههای نظریّۀ ارتباطی یاکوبسن)، کاربرد داشتن در نقد انواع متون ادبی و غیرادبی و معیارهایی از این دست. در مقالۀ حاضر، با نگاهی به این مسائل و دیدگاهها، به نقد روششناختیِ آراء کورش صفوی دربارۀ کارآیی نظریّۀ ادبی در نقد پرداختهایم. میتوان گفت مهمترین کاستی دیدگاه وی، تقلیلگرایی موجود در تلقّی او از کاربرد نظریّه است. این تقلیلگرایی، جنبهها و پیامدهایی گوناگون دارد؛ از جمله فهم و معرّفی گزینشی نظریّههای ادبی، بیتوجّهی به نقش فعّال و خلّاق منتقد در نقد ادبی، تمرکز بر تفسیر متون و چشمپوشی بر دیگر اهداف و گونههای نقد ادبی، بیتوجّهی به گزینش متن، تأکید بر الگوهای برآمده از نظریّههای ادبی و نادیدهگرفتن دیگر وجوه آنها، همگنپنداشتن نظریّهها و نگاه محدود به ترکیب نظریّهها.