تحلیل نمادشناسی و عناصر مارکسیستی در رمان مدیر مدرسۀ جلال آل احمد
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22059/jpl.2022.332866.1977چکیده
مدیر مدرسه، اثر جلال آل احمد، یکی از رمانهای مشهور معاصر است که در آن برخلاف آنچه که بارت گفته است، مؤلّف داستان، نهتنها «مُرده» نیست، که «زنده»تر از هر اثر رئال دیگری به تبیین و گذشته از آن، به تبلیغ تفکّر مرامی خویش، پیوسته اهتمام میورزد. بررسی مارکسیستی این رمان، که در آن نویسنده با گذرِ هنری از تعابیری همچون «جامعۀ طبقاتی»، «زیربنا/ روبنا»، «آگاهی طبقاتی» و در نهایت «انقلاب»، خواننده را متقاعد میسازد که با مانیفستی از روشنفکران مارکسیست مواجه است که او را مُلزم میدارد که موضع خویش را در قبال این متن ایدئولوژیک، دقیقتر صفبندی کند. در این مقاله با استفاده از نگاه نظریهپردازان مرتبط، سعی شده است با ترسیم خطوط کلّی اندیشۀ آل احمد، تحلیلی از این داستان ارائه شود که در کنار وجاهت ماندگار ادبی این اثر، جوانب حزبی و گفتمانی آن نیز بر مخاطب ادبیّات داستانی معاصر، هرچه بیشتر روشن شود. یافتههای پژوهش ما نشان میدهد راوی مدیر مدرسه ابتدا شکستی را در سطح نگاه ایدئولوژیک خود تجربه میکند؛ سپس در سطح «عمل انقلابی» نیز بدان دچار میآید. در واقع مدیر مدرسه، روایت رئالیستی روشنفکر احساساتی و پرشوری است میانِ دو انقلاب که با استعفانامهاش در پایان داستان، شکست رویکرد مارکسیستی خود را به امضا میرساند.