تبیین الگوی ایدئولوژیک اخلاق نسبی‌گرایانه در سازمان‌های دولتی با استفاده از چارچوب دلفی فازی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی تهران

2 دانشگاه علوم پزشکی ارومیه

3 دانشگاه علوم پزشکی تهران

doi
چکیده

این پژوهش با هدف تبیین الگوی ایدئولوژیک اخلاق نسبی‌گرایانه در سازمان‌های دولتی با استفاده از چارچوب دلفی فازی انجام شد. پژوهش حاضر از رویکرد آمیخته کیفی–کمّی بهره برده است. فاز کیفی پژوهش با انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان، مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت سازمان‌های دولتی و تحلیل داده‌ها بر اساس نظریه داده بنیاد استراوس و کوربین، به شناسایی مؤلفه‌ها و مقولات اصلی مرتبط با ایدئولوژی اخلاق نسبی‌گرایانه منجر شد. داده‌ها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند تا مفاهیم پایه و ساختار پارادایمی استخراج گردد. پس از تکمیل فاز کیفی، فاز کمی پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی آغاز شد تا ضمن وزن‌دهی و اولویت‌بندی مؤلفه‌ها، توافق جمعی خبرگان در شرایط عدم قطعیت و قضاوت‌های ذهنی حاصل شود. چندین دور نظرخواهی انجام گرفت و تحلیل فازی، درجه اهمیت و وزن نسبی هر مؤلفه را تعیین کرد. یافته‌های این پژوهش از مجموع ۱۶ شاخص، ۱۴ شاخص برای مدل نهایی باقی ماندند. این شاخص‌ها شامل پیامدهای فرهنگی–هنجاری، استراتژی‌های تعاملی و حمایت اجتماعی، رضایت‌مندی کارکنان، پیامدهای ساختاری–سازمانی، ضعف نظام ارزش‌گذاری و نظارت، محیط سازمانی منعطف در برابر تخطی از معیارهای اخلاقی، تجربه‌های شخصی و اجتماعی کارکنان از تناقضات اخلاقی، ضعف ساختاری در نظام‌های تصمیم‌گیری و شفافیت، وضعیت روانی و اجتماعی کارکنان، ساختار و منابع سازمانی، فرهنگ و رفتار سازمانی، پیامدهای روان‌شناختی–فردی، پیامدهای رفتاری–اخلاقی و فرایندهای نظارتی و پاسخگویی هستند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این شاخص‌ها چارچوب قابل اتکایی برای طراحی و مدیریت ایدئولوژی اخلاق نسبی‌گرایانه در سازمان‌های دولتی فراهم می‌آورند و می‌توانند راهنمای عمل مدیران و سیاست‌گذاران برای ارتقای اخلاق حرفه‌ای، انسجام سازمانی و پاسخگویی در محیط‌های دولتی باشند.