کانت و بی معنایی مابعدالطبیعه

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه بوعلی سینا همدان. همدان. ایران

doi
10.22034/jpiut.2020.41972.2673
چکیده

این قولِ کانت که «فاهمه بدون شهود بی‌محتوی است و شهود بدون فاهمه کور است» عبارتی کلیدی در فلسفه اوست. کانت در شرح این عبارت به گونه­ای سخن گفته است که عده‌ای از محققان معاصر مانند استراوسن، وارنوک، یوئینگ و ... او را پیشرو فلسفه­هایی چون پوزیتیویسم منطقی و فلسفه زبان متعارف- که در آنها مابعدالطبیعه متعالی به‌عنوان مجموعه­ای از تعبیرهای مهمل، طرد می­شود- دانسته­اند. در این مقاله کوشش خواهد شد اولاً نشان داده شود که در فلسفه کانت، عبارات کلیدی دیگری چون "متعلق ایمان بودن" ایده‌های عقل و "اندیشیدنی بودن" آنها و همچنین "قابلیت استفاده تنظیمی" از این ایده‌ها و نیز قول به معنای استعلایی مقولات وجود دارد که می­توان معناداری مابعدالطبیعه متعالی را به‌عنوان لازمه­ای از آنها بیرون کشید و ثانیاً نشان داده می­شود که با فرض قبول این گفته که "فاهمه بدون شهود بی محتوی است"، همچنان می­توان به معناداری مابعدالطبیعه متعالی باور داشت.