مطالعۀ آئین پیشاتاریخی سوگ سیاوش با کمک اسناد باستان‌شناختی منطقۀ سغدیانا با رویکرد آیکونولوژی

نویسندگان

1 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران

2 استادیار گروه ارتباط تصویری، واحد لاهیجان، دانشگاه آزاد اسلامی، لاهیجان، ایران.

doi
10.22084/nb.2023.27785.2586
چکیده

منطقۀ ‌سغدیانا از مراکز مهم تاریخی-فرهنگی موردتوجه در حوزۀ مطالعات تاریخ هنر و باستان‌شناحتی ایرانی بوده و در این‌میان، فرهنگ حماسی-مذهبی این منطقه واجد اهمیت دوچندان است. داستان «سوگ سیاوش» از مهم‌ترین این روایت‌های حماسی-مذهبی بوده و می‌توان رد بسیاری از آئین‌های کهن مرتبط با سوگ را در این روایت‌ها و هم‌چنین سنت تصویری مرتبط با آن‌ها تشخیص داد. ریشه‌های معنایی سوگ را می‌توان از خلال این تصاویر بررسی کرد. در پژوهش حاضر با ارجاع به دیوارنگارۀ پنجکنت منتسب به سوگ سیاوش، سعی‌در مطالعۀ چرایی استمرار و بقای انگاره-تصویر سوگ شده است. بدین‌منظور، از روش آیکونولوژی «اروین پانوفسکی» استفاده می‌شود. این روش به ما کمک می‌کند تا با «توصیف»، «تحلیل» و «تفسیر» این دیوارنگاره و تطبیق آن با دیگر اسناد تصویری مرتبط به خوانشی نو از انگارۀ سوگ دست‌یابیم. پرسش اصلی این است که، حضور انگارۀ سوگ و استمرار آن در تاریخ و فرهنگ ایران به چه طریق بوده است؟ هدف از این پرسش، در درجۀ اول مطالعۀ تاریخی-فرهنگی معنای سوگ و پی‌گیری استمرار این انگاره از خلال تصاویر مرتبط با آن است. براساس اسناد مکتوب و شواهد تصویری، در ایران باستان سوگواری در عزای مردگان و پهلوانان به اشکال مختلف مرسوم بوده و نشانه‌های آن‌را در کنش‌هایی چون: گریستن، موی کندن، روی خراشیدن، سیاه پوشیدن و... نزد آئین‌ورزان می‌توان مشاهده کرد. بدیهی است که در آئین سوگواری افراد حاضر در مراسم با نوعی حضور مدام، این اعمال را تکرار می‌کردند. پژوهش حاضر، ضمن پرداختن به مسأله سوگ، این استمرار را از خلال مطالعۀ دیوارنگارۀ پنجکنت و تطبیق آن با دیگر اسناد باستان‌شناختی منطقۀ آسیای مرکزی مورد بررسی قرار می‌دهد. این پژوهش، براساس هدف بنیادی و از منظر روش، توصیفی-تحلیلی است. داده‌های اولیۀ پژوهش حاضر نیز از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و اسناد باستان‌شناختی فراهم آمده‌اند.