بررسی رابطه بین کاربست مؤلفههای سازمان یادگیرنده و کیفیت زندگی کاری اعضای هیئت علمی دانشگاهها
نویسندگان
1 دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن
2 کارشناس ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن
3 دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن
doi
چکیده
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین بهکارگیری مؤلفههای سازمان یادگیرنده (قابلیتهای شخصی، مدلهای ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی) و کیفیت زندگی کاری اعضای هیئتعلمی دانشگاههای آزاد اسلامی غرب استان مازندران بود. روش پیمایشی از نوع همبستگی برای این پژوهش انتخاب شد. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاههای آزاد اسلامی غرب استان مازندران بود که از این تعداد 214 نفر از طریق نمونهگیری تصادفی طبقهای به طور تصادفی انتخاب شدند. در این تحقیق دو پرسشنامه محقق ساخته از جمله پرسشنامه سازمان یادگیرنده شامل 30 سؤال و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری شامل 32 سؤال برای تولید داده استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه سازمان یادگیرده معادل 81/0 و ضریب آلفای پرسشنامه کیفیت زندگی کاری معادل 84/0 محاسبه شد. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل چندگانه، آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین کاربست مؤلفههای سازمان یادگیرنده و کیفیت زندگی کاری اعضای هیئتعلمی رابطه معنادار وجود دارد. بین مؤلفههای سازمان یادگیرنده (قابلیتهای شخصی، مدلهای ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی) با کیفیت زندگی کاری اعضای هیئتعلمی رابطه معنادار وجود دارد. میان مؤلفههای سازمان یادگیرنده، مؤلفه مدلهای ذهنی میتوانند بهترین پیشبینیکننده کیفیت زندگی کاری اعضای هیئتعلمی باشند.