اشاره‌ای به جغرافیایِ فرهنگی ارتباطاتِ تن‌زبانی در داستان‌های کوتاه جمال‌زاده

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی

3 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی

doi
10.22059/jpl.2022.329397.1950
چکیده

این پژوهش با تکیه بر نظریّۀ رفتار زبانی و موقعیّت اجتماعی آلفرد آدلر و نظریّۀ مکتب چشم‌­انداز کارل ساور از تعریف جغرافیا، جهان‌متن داستان­‌های جمال­زاده را از نظر زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی بررسی می­‌کند. طبق نظریّۀ آدلر، رفتارهای زبان، انعکاسی از موقعیّت‌­های اجتماعی و محیطی است. در چشم‌­انداز متن، با توجّه به انسان و تغییرات رفتاری، جغرافیای فرهنگی شکل می­‌گیرد. گاهی داستان از گونه­‌های مختلف انسانی تشکیل می­‌شود که جغرافیای فرهنگی خاصّ خود را بر اساس گونه‌­شناسی انسان نمایان می­­‌کند. سنخ­‌های انسانی، مبیّن فرهنگ و فضای ذهن و دوران نویسندۀ داستان هستند. در این مقاله، با بررسی ارتباطات غیر کلامی، از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه‌­ای استفاده شده است. هدف از پژوهش، اشاره­ای به نسبت کارکرد ارتباطات تن­‌زبانی شخصیّت­‌ها و سنخ‌­های انسانی در داستان­‌های جمال‌­زاده و تأثیر مفهومی آن بر روابط گونه­‌های انسان، در داستان است. نتایج حاصل از این پژوهش این است که ارتباطات غیر کلامی در جمال­‌زاده بسیار پررنگ است و جمال­‌زاده برای بیان احساسات و مفاهیم نامحسوس، از تن­‌زبانی و رفتار بدنی بهره می‌­برد. یکی از دلایل این روش وی فقر واژگانی و نداشتن برابری­‌های مناسب مفهومی است. از جمله خشم و شادی را می‌توان نام برد. از نظر فراوانی، بنا بر نمودار، بیشترین رفتار زبانی غیر کلامی در مؤلّفۀ «چشم» دیده می‌شود و کمترین رفتار تن‌­زبانی به مؤلّفۀ عضو بدنی «زبان» تعلق دارد.