تأویلات خلع نعلین در شعر عارفانه

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه قم

doi
10.22059/jpl.2021.319904.1872
چکیده

بسیاری از مضامین قرآنی که به شعر فارسی راه یافته است، تنها دربردارندۀ ترجمان الفاظ و ظواهر قرآنی نیست. شاعران عارف، معمولاً، دریافت تفسیری و گاه تأویلی مفسّران را نیز به جامۀ شعر درآورده‌اند. خطاب الهی ﴿فاخلع نعلیک﴾ به حضرت موسیع در سورۀ طه، از تعابیری است که توجّه بسیاری از شاعران اهل طریقت را به خود جلب کرده است. آنان نیز همچون مفسّران عارف، برداشت‌هایی کاملاً عرفانی از این آیه داشته و با تعابیر گوناگون، همان اندیشه‌ها را به گونه‌ای رساتر و تأثیرگذارتر بازتاب داده‌اند. در این مقاله، پس از طرح مختصر داستان دیدار و  گفت‌وگوی موسیع با خداوند در وادی ایمن و ذکر پیشینۀ این داستان، روابودن تأویل چنین عباراتی، از دیدگاه امام محمّد غزّالی بررسی شده است، آن‌گاه با ذکر نمونه‌هایی از سنایی، عطّار و مولوی، دریافت‌های شعری ایشان با اندیشه‌های تأویلی ابوعبدالرّحمن سُلمی مقایسه شده است. در بخش دیگر این مقاله، خواننده می‌تواند برخی از مضمون‌یابی‌های شاعران پارسی‌گو را از این تعبیر قرآنی مشاهده کند و در پایان، با تأویل ویژۀ ملّاصدرای شیرازی از «خلع نعلین» که در یکی از مثنوی‌های خود آورده است، آشنا شود.