تحلیل داستان چهارم هشت‌بهشت امیرخسرو دهلوی بر اساس نظریّۀ انسان‌شناسی ابن عربی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا همدان

3 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jpl.2021.315065.1830
چکیده

در عرفان اسلامی، دیدگاه ابن عربی دربارۀ شناخت انسان و مراتب هستی او جایگاه ویژه‌ای دارد. از نظر وی به‌طور کلّی هستی و تمام مظاهر آن، تجلّی ذات یگانۀ خداوند هستند؛ بر این‌ اساس، جهان و نفس انسان، نتیجۀ اشراق عقل فعّال‌اند و نفس مراتبی دارد که با یکدیگر ارتباط طولی دارند؛ یعنی هرکدام از این مراتب، نسبت به مرتبۀ پایین‌تر از خود جایگاه بالاتری دارد. بر اساس این دیدگاه، نفس شامل این مدارج است: روح مجرّد، نفس ناطقه (عقل نظری و عقل عملی)، نفس حیوانی (روح بخاری) و جسم مادّی و در این میان، نفس، برای برقراری ارتباط با بدن، هر بار این مسیر را می‌پیماید. با تأمّل در داستان چهارم کتاب هشت‌بهشت امیرخسرو دهلوی، ژرف‌ساخت رمزی و نمادین آن آشکار می‌شود که در این مقاله، آن را با روش توصیفی- تحلیلی بررسی کرده‌ایم. مطابق نتایج به‌دست‌آمده، این داستان با تأثیرپذیری از اندیشه‌های ابن عربی نوشته شده و در آن، «شاه»، رمزی از نفس ناطقه است که با اشراق روح مجرّد به راز هستی پی‌ می‌برد و آن را به یکی از همسرانش (رمز عقل مستفاد) و وزیر خود (رمز قوّۀ شهوت) می‌گوید. وزیر از اعتماد او سوءاستفاده می‌کند و جانشین شاه می‌شود؛ امّا در نهایت شاه با کمک همسر خود، او را شکست می‌دهد.