تحلیل گفتمان قدرت در داستان سیاوش بر اساس نظریّۀ قدرت میشل فوکو

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.22059/jpl.2020.297557.1639
چکیده

شاهنامه داستان فرهنگ و تمدّنی باعظمت است که در همۀ دوران‌ها حضوری پویا دارد. این اثرِ روایی نشانۀ ژرفای نهان و آشکار تداوم حیات سیاسی ایران است و هریک از روایت‌های آن می‌تواند در بازتاب این تداوم بررسی و تحلیل شود. از روایت‌هایی که در شبکۀ روایی اساطیر ایرانی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، داستان «سیاوش» است. رخدادهای در این داستان، سبب‌ساز شکل‌گیری روایت‌های بعدی و جنگ‌های حماسی و اساطیری شاهنامه می‌شود. با تحلیل این داستان، می‌توان تصویر روشن‌تری از مفهوم نظام «قدرت»، در سویه‌های مادّی و معنوی‌اش، در فرهنگ اساطیری و دینی ایران باستان و کرانه‌های اندیشۀ خسروانی نشان داد. با چنین هدفی و با توجّه به اهمّیّت داستان سیاوش در روند داستان‌های شاهنامه، در این مقاله کوشیده‌ایم روابط قدرت را در این داستان و نظام معناشناختی آن از دیدگاه فوکو بررسی کنیم. بر همین اساس، این مقاله نخست، چارچوب قدرت-حقیقت را در داستان سیاوش براساس شاه-موبد بررسی می‌کند، سپس در سه محورِ شناسایی فضای تخاصم، منازعات معنایی، و تعیین زمان و مکان، به بررسی گفتمان قدرت در داستان سیاوش می‌پردازد.