ساختار ارتباطی انواع مکالمه در تذکره‌‌الاولیاء

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه کردستان

2 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
10.22059/jpl.2019.291135.1558
چکیده

تذکره‌های عرفانی بنا به ماهیّت مکتوب خود تابع محدودیّت‌های نظام نوشتاری­اند؛ منتها مکالمه­های مندرج در آن‌ها، از منظر روابط میان مشارکان گفت‌وگو؛ اعم از نوبت­گیری­ها، لحن، توالی و غیره، از قواعد ارتباطات شفاهی پیروی می‌کند و حاوی افزوده­های دلالتیِ ضمنی­ای هستند که کشف یا برساخت آن‌ها از جانب خواننده در گرو توصیف و تفسیر آن‌ها به کمک قواعد تحلیل مکالمه است. تذکرة­الاولیاء عطّار تقریباً شاخص­ترین تذکرة عرفانی در فرهنگ ایرانی- اسلامی است که با منطق مذکور سامان یافته است؛ لیکن در خوانش­های مکرّر و متفاوتی که از آن شده، دلالت­های مذکور مغفول مانده است؛ از این‌ رو در نوشتار حاضر پس از مشخص‌کردن چهار رخداد گفتاری الگو و تکرار شونده در تذکرة‌الاولیاء با تکیه بر مدل تحلیل مکالمة هایمز، موسوم به الگوی «SPEAKING»، رخدادادهای گفتاری مذکور در دو سطحِ «توصیف» و «تفسیر»، طبقه­بندی و تحلیل شده است. نتیجه نشان می­دهد به رغم مضمون­گرایی منتسب به تذکرة­الاولیاء، شیوة تولید و صورت‌بندی مکالمه­های مندرج در رخدادهای گفتاری آن، حاوی دلالت­های افزوده و ضمنی­ای است که در تقویّت یا تثبیت معنا (واقعیّتِ مفروض یا مطبوعِ مؤلّف) راوی بسیار مؤثّر بوده است. نمود این مطلب را می­توان در انتخاب موقعیّت مکالمه­ها؛ اعم از زمان و مکان، چینش مشارکان گفت‌وگو، اهداف مکالمه و ساختار فضایی تعامل، روند توالی رخدادها و شکل نوبت­دهی، منش و لحن گفتار سخن­گویان و مواردی مشابه مشاهده کرد که ضمن آشکارکردن ساختار نظام دانایی میان طبقات یا فِرَق عرفا، میزان پایبندی آن‌ها را به آن باورها نشان می­دهد.