خوانشی نو از دیدگاه‌های تحلیلی نسبت به مفهوم قانون در عصر مشروطه

doi
10.30497/law.2017.2092
چکیده

قانون به‌عنوان هسته بنیادین نظم و نظام حقوقی مدرن، نقشی محوری در سامان‌دهی حیات سیاسی و اجتماعی جوامع ایفا می‌کند. آشنایی ایرانیان با این مفهوم در بستر جنبش مشروطه‌خواهی شکل گرفت؛ رویدادی که ورود اندیشه قانون‌گرایی مدرن به فضای فکری ایران را ممکن ساخت و زمینه‌ساز بروز دیدگاه‌های گوناگون و گاه متعارض درباره مفهوم قانون گردید. این دیدگاه‌ها، متأثر از نوع مواجهه متفکران ایرانی با پدیده تجدد، طیفی از نظریه‌پردازی‌ها را پدید آورد که هر یک در روند انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی آن تأثیرگذار بودند. به‌طور کلی، می‌توان این نظریات را بر اساس نسبت میان اسلام و تجدد در معنای عام و فقه و حقوق در معنای خاص، به سه جریان عمده تقسیم کرد: جریان تجددطلب که خواستار طرد شریعت از عرصه حکومت و سیاست و جایگزینی آن با قوانین غربی بود؛ جریان جمع‌گرا که در پی جمع میان شریعت اسلامی و قانون مدرن برآمد؛ و جریان تجددستیز که با نفی قانون مصوب پارلمان، بر تحکیم جایگاه فقه و فقیه در نظام حقوقی ایران تأکید داشت. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات تاریخی ـ مقطعی است و با رویکردی توصیفی، در پی بازشناسی و تحلیل آراء نمایندگان شاخص هر یک از این سه نحله فکری می‌باشد.