تغییر الگو در شعر و نقّاشی عصر صفوی با تکیه بر اشعار اهلی شیرازی و نگاره‌های رضا عبّاسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت‌مدرّس

2 استاد گروه هنر اسلامی و گرافیک دانشگاه تربیت‌مدرّس

3 دانش‌آموختۀ دکتری پژوهش هنر دانشگاه تربیت‌مدرّس

doi
10.22059/jpl.2020.293863.1602
چکیده

صور خیال در شعر و نگارگری ایرانی، از حیث آفرینش هنری و زیبایی‌شناسی و نیز از حیث بینشی، با یکدیگر پیوندی تنگاتنگ دارند و این پیوند وثیق، به سبب تأثیرپذیری نگارگری از مضمون‌های گوناگون شعر و ادب پارسی است. بنا بر یافته‌های این پژوهش، در برهه‌ای از عصر صفوی به دلیل نفوذ زیاد علما و حمایت‌نکردن دربار از یک‌سو و رشد طبقۀ تجّار و متوسّط از طرف دیگر، هنر در بین لایه‌های میانی جامعه نضج یافت. همچنین کم‌رنگ‌شدن ارزش‌های جمعی و رشد تفاخر در بین شاعران و هنرمندان و استفاده از معانی معماگونه، سبب شد نگاره‌ها از زوایایی نامتعارف ترسیم و لحن سخن‌وران و هنرمندان دست‌خوش تغییر شود. از آنجا که هر عصر لحن ویژۀ خود را داراست، شاهد پژواک این لحن در شعر و نگارگری این عصر هستیم؛ تا جایی که بسیاری از آرایه‌های ادبی این عهد به بازی‌های واژگانی بدل شد و تأکید بر صنایع لفظی از صور ‌خیال در شعر اهلی شیرازی و شاعران عصر صفوی پیشی گرفت. بر اساس فرضیّة این پژوهش برای بسیاری از بازی‌های واژگانی، می‌توان مصداق تصویری پیدا کرد؛ بر این مبنا، پرسش اصلی این پژوهش این‌‎گونه طرح شده است که آیا نگارگران مکتب اصفهان به آیینه‌داری آرایه‌های اشعار این دوره پرداخته‌اند؟ هدف این پژوهش نیز یافتن پاسخ این پرسش و اثبات فرضیّه به روش تحلیلی‌ـ‌توصیفی با استفاده از منابع  کتابخانه‌ای است.