مستزادهای نیما و آزمایش حذف قافیه

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpl.2020.296190.1627
چکیده

قالب مستزاد در شعر کهن فارسی مهمّ‌­ترین پیشینه برای شعر نیمایی قلمداد شده ­است. با انتشار شعرهای منتشرنشدۀ نیما یوشیج در سال­‌های اخیر، بخش مهمّی از آزمایش­‌های او در این قالب آشکار گشته ­است. نیما مستزادهای خود را غالباً در قالب مثنوی ساخته ­است که سابقۀ چندانی در سنّت مستزادسازی شعر فارسی ندارد. مثنوی­‌های مستزاد نیما با شکل‌­های مبتکرانه‌­ای که گاه در ترتیب ابیات و مصراع­‌های افزوده و نیز الگوی قافیه دارد، در تاریخ تحوّل قالب مستزاد سزاوار توجّه بسیار است. به‌نظرمی‌­رسد هیچ شاعری به اندازۀ نیما در قالب مثنوی مستزاد ندارد و شکل­‌های آزمودۀ او در این قالب گاه بی­‌سابقه است. نیما در مستزادهای خود با حذف‌کردن قافیه، مجالی دیگر برای آزمایش نظریّۀ خود دربارۀ این عنصر موسیقایی شعر یافته ­است. این آزمایش در کنار تجربه‌­های مشابه او در سایر قالب­‌های سنّتی زمینۀ مناسبی برای قالب ابداعی او فراهم کرده­ است که در آن سطرها و بیت­‌ها ضرورتاً به قافیه ختم نمی­‌شود. بااین‌حال، برخی مستزادهای نیما به دلیل نوآوری‌­های او در این قالب، ظاهراً مصداق مستزاد شمرده نشده ­است؛ تاآنجاکه برخی مصحّحانِ شعرهای او، بعضی از مستزادهای او را بدون سطربندی مناسب این قالب منتشر کرده‌­اند؛ ازاین‌رو بخشی از کارنامۀ مستزادسازی نیما بر مخاطبان شعرش و حتّی برخی پژوهشگران شعر معاصر پوشیده مانده ­است.