تحلیل عملکرد شگردهای ادبی در داستان کوتاه «گرگ» اثر هوشنگ گلشیری

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 استادیار گروه زبان و ادبیّات انگلیسی دانشگاه کردستان

doi
10.22059/jpl.2019.259392.1196
چکیده

این مقاله خوانشی صورت‌گرایانه از داستان کوتاه «گرگ» از مجموعۀ نمازخانۀ کوچک من، اثر هوشنگ گلشیری ارائه می­‌دهد. بخش­‌های آغازین مقاله به ‌مرورِ برخی از اصول مبنایی مکتب فرمالیسم روسی می­‌پردازد. در همین بخش­‌ها، با مروری بر آرای گلشیری دربارۀ فرم در ادبیّات، ضمن تأکید بر تأثیرپذیری او از صورتگرایان روسی و نهضت رمان نو در فرانسه، کوشیده‌­ایم تا مبنای نظری خوانش پیشرو از داستان «گرگ» را نیز تبیین کنیم. در واقع، در این پژوهش نویسندگان کوشیده­‌اند تا اثر گلشیری را براساس نوشته­‌های نظری خود او دربارۀ فرم در ادبیّات داستانی بررسی کنند. می‌­توان گفت بررسی شگردهای ادبی در داستان «گرگ»، درک روشنی از آثار نظری گلشیری به‌دست‌می‌­دهد. پژوهش حاضر نشان می‌­دهد که گلشیری با استفاده از شگردهایی چون انتخاب راوی اوّل شخص فرعی، درهم‌ریختن زمان وقوع حوادث، استفاده از باور عمومی و شایعه، ارائۀ روایت به‌صورت تکّه­‌های مجزّا، استفاده از روایت­‌های متناقض و بهره‌­گیری از زبانی نامتعارف و پر سکته، به ابهامی ساختاری و هدفمند دست یافته که غایت آن آشنایی‌­زدایی است؛ به‌عبارت‌دیگر، شگردهای نامبرده تا اندازۀ زیادی از خاصیتِ «ارجاعیِ» زبان متن کاسته و ضمن «برجسته»‌کردن مؤلّفه‌­های شکلی، متن را به سطحی از «ادبیّت» رسانده است.