تمثیل، گونه‌ها و کارکرد آن در پنج اثر منثور تاریخی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی

2 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jpl.2019.286045.1485
چکیده

رسانگی و انتقال پیام، اصلی­‌ترین کارکرد نثر، به‌ویژه نثر تاریخی است؛ به همین سبب در آن باید از شگردهای بلاغی که دستیابی به این هدف را به تعویق می­‌اندازد، کمتر استفاده شود؛ امّا ازآن‌­رو که در ادبیّات فارسی، شعر وجه غالب ادبی به‌شمارمی­‌رود و نثر تحت‌تأثیر آن قرار گرفته است، به‌‌ناچار از شگردهای مختلف ادبی که خاصّ شعر هستند، نیز بهره جسته است. حتّی نثر تاریخی که وظیفۀ آن گزارش مستقیم تاریخ بدون دخالت احساسات شاعرانه است، نیز از این امر مستثنا نیست. تاآنجاکه برخی از مورّخان به‌جای آنکه به وظیفۀ تاریخ‌نگاری خود وفادار بمانند و تنها به بازگوکردن وقایع تاریخی بپردازند، پیشة ادیبی درپیش‌گرفته‌­اند و گویا به دبیر- مورّخ تبدیل شده‌­اند. یکی از شگردهای بلاغی موردتوجّه مورّخان «تمثیل» است. بیشتر پژوهش‌های انجام‌شده دربارۀ تمثیل به حوزۀ شعر مربوط می‌شود و کمتر به حضور و چگونگی آن در نثر فارسی پرداخته شده­ است. این جستار با تکیه بر روش اسنادی– تحلیلی این شگرد ادبی را در متون مهمّ نثر تاریخی بررسی می‌­کند تا شیوۀ تاریخ‌­گویی نویسندگان این کتب را بسنجد و درنهایت این نتیجه را بیان خواهد کرد که نویسندگان متن­‌های تاریخی از گونه‌­های مختلفی از تمثیل با اهدافی گوناگون بهره می­‌جویند که نه‌تنها به رسانگی متن آن‌ها آسیبی نمی‌­رساند، بلکه در انتقال مفاهیم عینی به ذهن خواننده و بازگویی واقعیّت­های تاریخی به آنان کمک شایانی می‌کند.