واکاوی فقهی و حقوقی عملیات روانی
نویسندگان
1
2
3
doi
10.30497/law.2016.1961چکیده
از زمانی که جنگ بهعنوان پدیدهای قابل مطالعه مورد توجه قرار گرفت، «عملیات روانی» نیز بهعنوان ابزاری در خدمت جنگ مطرح شد. به نظر میرسد عملیات روانی مفهومی نوظهور نیست، بلکه تاریخ جنگها نشان میدهد که این پدیده همزاد جنگ بوده و تقریباً هیچ نبردی را نمیتوان یافت که در آن از عملیات روانی بهرهگیری نشده باشد. با این حال، این مفهوم همانند بسیاری از مفاهیم دیگر در گذر زمان و با تغییر شرایط تاریخی، دستخوش تحول شده است؛ بهگونهای که در عصر حاضر، پیشرفت فناوری موجب پیچیدگی و گسترش ابعاد آن گردیده، در حالی که در گذشته ابزارهای عملیات روانی ابتدایی و ساده بودند. در صدر اسلام نیز عملیات روانی ابتدا از سوی دشمنان پیامبر اکرم(ص) و قرآن کریم در ابعاد گوناگون بهویژه طی سیزده سال حضور آن حضرت در مکه اعمال میشد. این اقدامات در قالب تهاجم گسترده برای خاموش کردن ندای توحید و عدالتخواهی پیامبر اسلام انجام میگرفت و در قرآن با عناوینی چون «مکر» و «کید» از آن یاد شده است. مشرکان از شیوههای متنوعی همچون اتهامزنی، طعنه، تطمیع، فریب، تهدید، شایعهپراکنی، تحریف، تفرقهافکنی و حتی خشونت مستقیم برای تحقق اهداف خود بهره میگرفتند. نوشتار حاضر به بررسی «جنگ روانی» بهعنوان پدیدهای خاصتر از عملیات روانی پرداخته و ضمن تبیین تاریخچه و مصادیق آن، به تحلیل رابطه میان این دو و بررسی احکام فقهی و حقوقی عملیات روانی از منظر فقه اسلامی میپردازد. پرسش اصلی این است که آیا اسلام و پیامبر اکرم(ص) استفاده از جنگ و عملیات روانی را مجاز دانستهاند؟ و اگر چنین است، در چه موارد و با چه ابزار و روشهایی؟ در حالی که گاه این تصور وجود دارد که عملیات روانی صرفاً ابزاری در دست مهاجمان و متجاوزان است، بررسی منابع اسلامی نشان میدهد که این ابزار در چارچوب مشروع دفاع از حق و مقابله با باطل نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد.