رویارویی تفسیرگرایی حقوقی و پراگماتیسم حقوقی: یک ارزیابی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/jpiut.2020.35121.2373چکیده
تفسیرگرایی حقوقی رونالد دورکین دارای مؤلفههایی است که میتواند توأمان نقطۀ قوت نظریۀ او و نقطۀ ضعف آن باشد. اصلیترینِ این مؤلفهها مفهوم «صعود نظری» در نظام فلسفی اوست. او با پیش کشیدن این مفهوم بنیان بسیاری از نظریههای پراگماتیستی را، به ویژه در فلسفۀ اخلاق و فلسفۀ حقوق، نشانه میرود. از سوی دیگر، آمیختگیِ این مفهوم با فرضهای متافیزیکی گرانبار، خودِ این مفهوم را در برابر انتقادهای پراگماتیستی آسیبپذیر میکند. در این جستار، دو هدف عمده را دنبال میکنم: 1) خواهم کوشید با زدودن این فرضهای متافیزیکی، نظریۀ او را با رویّههای عملی قضات و حقوقدانانْ همخوانتر و بدین طریق کارایی آن را بیشتر کنم؛ 2) نشان دهم که تفسیرگرایی او با تکیه بر مفهوم «صعود نظری»، به شرط کاستن از تضمنات متافیزیکی، نقش نظریه را در رویّۀ حقوقی بهتر از نظریههای پراگماتیستی نشان میدهد. به تعبیری، نشان خواهم داد که تعدیلی از هر دو سو، یعنی از سوی تفسیرگرایی حقوقی و پراگماتیسم حقوقی، ما را به سمت نظریۀ حقوقی جامعتری سوق خواهد داد که هم حق «بُعد نظری» در رویّههای حقوقی حقوقدانان و قضات ادا شود و هم حق استلزامات جزئینگرِ رویّههای حقوقی.