ساختارهای نحوی شعر نادر نادرپور با تکیه بر نظریّة نظم جرجانی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.22059/jpl.2019.289645.1533
چکیده

نقش‌­ها و وظایف دستوری عناصر کلام، ساخت‌­های نحوی زبان را تشکیل می­‌دهند. زبان فارسی ازحیث ساخت نحوی، ازجمله زبان‌­های آزاد است. شکل‌­گیری نحو این زبان­‌ها، معلول عوامل ذهنی، اندیشگانی و تفکّر غالب گوینده است. دستوریان مباحث ساخت­‌های دستوری را فارغ از کارکرد ادبی آن و صرفاً در چارچوب مباحث زبانی بررسی می­‌کنند. از میان علمای علم بلاغت، عبدالقاهر جرجانی به چیدمان و ترتیب و ترتُّب الفاظ، ذیل مباحث حذف، تقدیم و تأخیر عناصر نحوی (مسند و مسندٌالیه) پرداخته و هرگونه شکل­‌گیری نحو و آرایش نحوی را تابعِ شکل­‌گیری معنا در ذهن و اندیشۀ گوینده دانسته است؛ این دیدگاه وی به «نظریّۀ نظم» معروف است. در این مقاله، بسامد حذف و تقدیم و تأخیر عناصر اصلی و ساختارهای نحوی شعر نادر نادرپور در چارچوب نظریّۀ نظم بررسی و تحلیل شده است. همچنین نشان داده شده که شعر او مجموعه‌­ای متعادل و متنوّع از ساختارهای رایج و روان زبان فارسی است و نیز محصول توازن بین معنا و نحو و نتیجۀ تأثیر ترتیب و ترتُّب معنای شکل‌گرفته در ذهن بر نحو زبان است. تعمیق تجربه­‌های ذهنی و اندیشه و ذهنیّت غنایی مأنوس و آسان‌­­فهم، موجب شده است شعر نادرپور از صراحت و رسانگی معنا، اصل توازی ذهن و زبان در شکل­‌گیری معنا در ذهن و رخداد متناظر زبانی برخوردار باشد.