بررسی مبانی فلسفی جایگاه «عقل» و «عرف متشرعه» در حقوق با تمرکز بر آراء علامه طباطبایی و استاد مصباح یزدی
نویسندگان
1
2
doi
10.30497/law.2016.1835چکیده
انقلاب اسلامی ایران، بهعنوان نقطه آغاز ورود دین به عرصه اداره جامعه در دوران معاصر، نیاز عمیقی به نظریهپردازی درباره چگونگی بهرهگیری از منابع مختلف دینی و بشری در علوم اجتماعی دارد. حکمت متعالیه ملاصدرا با جمع و تبیین برهانی میان منابع گوناگون معرفت، زمینه استفاده از عقل و عرف را فراهم ساخته است؛ بااینحال، تفاوت در دقتها و تقریرهای اندیشمندان صدرایی سبب اختلاف در میزان بهرهگیری از این دو منبع میشود. این پژوهش نشان میدهد که دیدگاه علامه طباطبایی در اعتباری دانستن گزارههای حقوقی و نظر آیتالله مصباح یزدی در حقیقی دانستن آنها، تأثیر روشنی بر میزان استفاده از منابع مختلف حقوقی دارد؛ بهگونهای که اعتبارات مورد تأیید علامه موجب تقویت نقش عرف در استنباط احکام میشود، در حالیکه دیدگاه استاد مصباح به کاهش جایگاه عرف و تقویت برداشتهای ثابت و عقلانی در حقوق میانجامد. با اثبات امکان و مطلوبیت بهرهگیری از عقل و عرف، مکتب حقوقی ایران از مکاتب طبیعی و واقعگرایانه فاصله گرفته و به مکتب اجتهادی نزدیکتر میشود.