پیشینۀ تاریخی و تحلیلیِ بحث دربارۀ انواع ادبی تا پایان قرن هفتم

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpl.2018.257299.1173
چکیده

در این مقاله پیشینۀ نظری «انوا ع شعر» در آراء قدما تا قرن هفتم با سیر تاریخی تحلیل و بررسی شده است. ضرورت طرح موضوع از آنجا شکل گرفت که ملاحظه شد باوجود گستردگی بحث و نظر دربارة تقسیم‌بندی و تعریف انواع شعر در مطالعات معاصر، آنچه در این حوزه مغفول مانده است، پاسخ به این پرسش است که آیا در نظریۀ ادبی قدما تعریف و دسته‌بندی روشنی از انواع شعر وجود داشته است و اگر پاسخ آری است، مبنای تقسیم‌بندی پیشینیان از انواع شعر چه بوده است. وجود عباراتی در ابیات خاقانی که به­صراحت از ده شیوۀ شاعری نام می­برد، این نظریّه را قوّت می­بخشد که در مباحث نظری قدما تعریف و طبقه­بندی روشنی از انواع شعر وجود داشته است.بدین­منظور آراء قدما تحت چهار عنوان فیلسوفان و منطقیان، ادیبان و بلاغیان عرب، آثار نقد ادبی و بلاغی فارسی و شاعران بررسی شد و این نتیجه به­دست­آمد که مبحث انواع ادبی (به‌طور خاص شعر) میان قدما و به­ویژه عرب‌ها، مبحثی کاملاً شناخته شده بود و در آثار نقد ادبی و بلاغی آنان، فصل یا دست­کم عنوانی به آن اختصاص داده می‌شد.در حوزۀ ادب فارسی، مباحث نظریّۀ انواع شعر بسیار متأخرتر از ادیبان عرب و کاملاً متأثر از آنان است؛ باوجوداین، جریان ناپیدایی از تحوّل نظریّۀ انواع شعر و تقسیم‌بندی آن در دوره‌های مختلف، در لابه‌لای ابیات شاعران قابل ردیابی است.