روش تقابل پدیداری و تجربه بصری ویژگیهای نوعی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه صنعتی شریف
2 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه صنعتی شریف
doi
10.22034/jpiut.2019.33633.2330چکیده
در هنگام دیدن یک شیء یا وضعیت قابل مشاهده، کدام یک از خصوصیات آن را مستقیما حس میکنیم؟ به طور متعارف ویژگیهای محسوس (sensible) اشیا را در لیست مشخص و محدودی قرار میدهند. این ویژگیها برای حس بینایی با اندکی اختلاف نظر شامل رنگ، شکل، شفافیت، نسبتهای مکانی و حرکت اشیا است. بر این اساس، چیستی اشیا یا روابط میان آنها مستقیما حس نمیشود، بلکه ذهن با دخل و تصرف در کیفیات حسی، آنها را تجربه میکند. این تلقی از ادراک حسی که تنها ویژگیهای سطح پایین (low-level)، بصورت حسی تجربه میشوند، اخیرا به طور موثری در فلسفه و علوم شناختی مورد بازبینی قرار گرفته است. در این مقاله تمرکز ما بر تجربه حسی ویژگیهای نوعی اشیا و روش تقابل پدیداری در اثبات آن خواهد بود. استدلال خواهیم کرد که اگر تجربه بصری نوع طبیعی (natural kind)ممکن باشد، برخی از نظریههای ادراک حسی غیرقابل دفاع خواهند شد. پس از آن روش تقابل پدیداری (the method of phenomenal contrast) را به عنوان یک الگوی عمومی استنتاج معرفی میکنیم که هرگاه کسی بخواهد از پدیدار شناسی تجربه، مطلبی درباره محتوای تجربه استنتاج کند، باید از آن تبعیت کند. بنابراین برخلاف تصور منتقدین، این روش نه تنها در مقابل برخی از روشهای تجربی تعیین محتوا قرار نمیگیرد بلکه منطق آنها را روشن میکند. در نهایت استدلال سوزانا سیگل به نفع تجربه بصری انواع طبیعی، که در چارچوب همین الگوی استنتاجی ارائه شده را از طریق پاسخ به مهمترین انتقادات آن، تقویت خواهیم کرد و بر این اساس به نفع تجربه بصری انواع طبیعی داوری میکنیم.