پهلوان در شبستان؛ تأملی در باب «گوشهنشینی جنگجو» و نمونۀ آن در حماسۀ ایرانی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpl.2019.274256.1349
چکیده

مضمون «گوشه­نشینی جنگجو»، یکی از ویژگی­های کارکرد جنگاوری، عبارت است از عزلت اجبـاری و موقت جنگجـو در شرائطی خاص که جنگجو با اکراه به آن تـن می­دهد و با بروز رویدادهایی معیّن (که در نمونه­های بررسی­شده در این مقاله آغاز یا تدارک یک جنگ بزرگ است) از بنـد آن رها می­شود. در روایات حماسی یونانی و هندی، دست­کم دو نمونه از این مضمون را می­یابیم: آخیلِس، قهرمان ایلیاد، که در نوجوانی به تدبیر مادرش تتیس به ناگزیر با جامۀ مبدّل دخترانه در شبستانی عزلت می­گزیند و اَرجونه، قهرمان مهابهارته، که به­واسطۀ نفرین یکی از پریان و نیز اجبار دوران تبعید خانوادگی، به ناچار به کسوت خواجگان درمی­آید و یک سال در حرم­سرایی اقامت می­کند. چنان­که پیداست این هر دو مضمون هم با شبستان زنان پیوند دارند و هم با نوعی بیـکاری موقت جنـگجو. ظاهراً مضمون «گوشه­نشیـنی در شبستان» در حماسه­های ایرانی نمونه­ای ندارد، اما با بررسی روایات مختلفِ زندانی­شدن اسفندیار به فرمان پدرش گشتـاسب، به مضامین درخور درنگی برمی­خوریم که با جزئیّات دو روایت یونانی و هندی شباهت­هایی دارند. به­نظرمی­رسد ایـن مضمون دارای یک روایـت اصلی هنـدواروپایی است با محوریـت یک پهلوان شکست­ناپذیر/رویین­تن و دورگه (ایزدی/انسانی) که صورت ایزدوار آن در حماسه­های یونانی و هندی و صورت زمینی­تر آن در حماسۀ ایرانی به جا مانده است. بررسی تطبیقی این سه داستان به بازشناسی مفهوم «گوشه­نشینی» و خاستگاه اسطوره­ای احتمالی آن (وقفۀ جنگجو و نیازمندی جهان) راه می­برد.