امپراتوری نگاه خیره: از قدرت منتشرِ فوکویی به کیچ در کوندرا (مطالعه موردی: رمان بار هستی)

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه گنبدکاووس

doi
10.22034/jpiut.2019.33076.2307
چکیده

مسألۀ اصلیِ مقالۀ حاضر این است که چه رابطه­ای میان مفهوم فوکویی از قدرت با مفهوم کیچ در رمان بار هستی اثر میلان کوندرا وجود دارد؟ به عبارت دیگر، پرسش محوری این است که چگونه ظهور کیچ ملازم است با مفهوم قدرتِ منتشر در جهان مدرن؟ یکی از اهداف این مطالعۀ تطبیقی که بر خوانشِ فوکویی از رمان بارِ هستی(کوندرا) متمرکز شده، این است که بدون فراروی از مفهوم سنتیِ قدرت نمی­توان پدیدۀ کیچ را در کوندرا توضیح داد. چنین دریافت متفاوتی از قدرت را فوکو در اختیار ما می­نهد. فوکو و کوندرا از قدرتِ بدون سوژه سخن می­گویند: امپراتوری نگاه خیره. در نگاه آنان، مفهوم قدرت/کیچ به فراسوی دوقطبیِ لیبرالیسم-کمونیسم ارجاع دارد. در این مقاله، از تقابل مفهوم قدرتِ مکان­زدایی­شده در برابر قدرت متمرکز، زیبایی شناسیِ اتفاق در برابر زیبایی­شناسی همگانی، امر تکین در برابر یکسانیِ هستی­شناختی، مؤلف­محوری در مقابل مرگ مؤلف، بحث می­شود. این دوقطبی­ها، محصول چرخش مفهوم قدرت در جهان مدرن است. بنابراین، یکی از اهداف پژوهش حاضر، نشان­دادن پیامدهای قدرت مدرن در چهار بُعد سیاست-زیبایی­شناسی-هستی­شناسی-ادبیات است. کاربرد این مقاله، از یکسو، نشان­دادن اهمیت نقد فلسفی در تحلیل رمان و از سوی دیگر، پیوند اندیشۀ پست­مدرن با رمان­های کوندرا است.