پندارهگرایی ارزشی در فلسفه نیچه (بازنگری تقریری از ندیم حسین)
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2019.32501.2275چکیده
به نظر نیچه هر فرهنگی و هر شکلی از زندگی در هر سطحی که باشد، در تحلیل نهایی بر اساس قسمی توهم بنیاد شده است، خواه آن فرهنگ فرهنگ سقراطی باشد، یا آپولونی یا تراژیک. در روزگار مدرن نیز ما همچنان برای اینکه نیروی محرک فرهنگ را در اختیار داشته باشیم به توهمها نیاز داریم. اما در همینجا دچار پارادوکس، پارادوکس توهمهای روراست، شفاف یا آگاهانه میشویم. پارادوکس ما در اینجا این است که آگاهی و خودآگاهی روزگار مدرن بیمبنایی و ناراستی همه توهمهای تاریخِ گذشتهامان را برای ما برملا ساخته و ما فهمیدهایم که هر گونه ارزش یا باور ارزشی چیزی بیش از شکلی از توهم نیست. اکنون پرسش این است که چگونه میتوانیم با توهمهایی زندگی کنیم که میدانیم توهم هستند. توسل نیچه به هنر و کندو کاو در نحوه فراهم آوردن توهمهای روراست و آگاهانه از سوی هنر، به همین جهت است. بنا به یک تفسیر، هنر جایی است که در آن یاد میگیریم چگونه با توهمهای آگاهانه و در قالبی پندارهگرایانه زندگی کنیم. هنر جایی است که ما در آن از زندگی کردن با توهمها لذت میبریم و ما بهعنوان آزادهجانان آینده و فرماندهان ارزشهای نوین، میبایست از این لحاظ از هنر تقلید کنیم و شاعران زندگی خویش گردیم. مقاله حاضر به تقریر و بازنگری این خط فکری و تفسیری آنگونه که ندیم حسین مطرح ساخته می پردازد و نشان میدهد که چگونه پاسخ نیچه را میتوان در قالب پندارهگرایی ارزشی فهمید و تفسیر کرد.