بررسی چگونگی بازتابِ عاطفه در زبان غزلیّات شمس
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون
doi
10.22059/jpl.2019.259300.1194چکیده
بدون بررسی زبان شعر، بهویژه در شعر غنایی که شاعر در آن از خویشتن خویش سخن میگوید، نمیتوان پیام شاعر و آنچه را بر او رفته است، بهدرستی دریافت. اتّفاقی که در زبان میافتد، بازتابِ اتّفاقی است که در وجود شاعر افتاده است؛ چراکه عاطفه و هیجان، همانگونه که بر جسم اثر میگذارد، بر زبان نیز اثر میگذارد. انتخاب واژهها، ترکیب آنها با یکدیگر و نوع جملاتی که گوینده بهکارمیگیرد، حجم گستردهای از اطّلاعات را در دسترس مخاطب قرارمیدهد که عاطفه و هیجان، تنها بخشی از آن است. بخش قابلتوجّهی از آنچه ما دربارة هستیشناسی، فرهنگ، منش، اخلاق و رفتار اجتماعی گویندگان میدانیم، مرهون همین زبان است. علم زبانشناسی، دستور زبان، بلاغت و معنیشناسی؛ همگی ابزارهایی هستند برای دریافت بهتر پیامی که در زبان نهفته است. در این پژوهش، چگونگی بازتابِ عواطف و هیجانات مولوی بر زبانِ شعر او در غزلیّات شمس، از سه دیدگاه زبانشناسی، دستور زبان فارسی و معنیشناسی تحلیل و بررسی شده است و نقش عاطفی پیام در شبهجملات و اصوات، نقش ادبی پیام، کاربرد ضمیر و نوع جملاتی که ندای درون شاعر را در معانی ثانوی متجلّی ساخته، پژوهیده شده است.