نقد و تحلیل پیوند شگرد و درون‌مایه در مجموعه‌داستانِ تمام زمستان مرا گرم کن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران

2 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه کردستان

doi
10.22059/jpl.2019.263689.1254
چکیده

نویسندگان برای بیان و انتقال دغدغه‌ها و اندیشه‌های خود، علاوه بر انتخاب موضوع منطبق با درون‌مایه، شگردهای متفاوتی مبتنی بر سبک و سلیقۀ خاصّ خود برمی‌گزینند. در این مقاله، به تبیین میزان و چگونگی پیوند درون‌مایه و لایه‌های معنایی چندگانۀ متن با ویژگی‌های شگرد روایی چهار داستان نخست مجموعه‌داستانِ تمام زمستان مرا گرم کن از علی خدایی پرداخته‌ایم. هدف ما، در عین تبیین جنبه‌های مثبت نویسندگی، نقد و تحلیل مواردی است که نویسنده برای تعالی داستان‌نویسی، باید بدان توجّه بیشتری مبذول کند. دستاورد این مقاله نشان می‌دهد نحوة بیان و کاربرد فضا، مکان، زمان، شیوة روایت داستان و شخصیّت‌ها در تمام داستان‌ها دقیق و موفّق بوده است. انتخاب راوی برای تبیین و عرضة درون‌مایه در داستان‌های «تمام زمستان مرا گرم کن»، «عصرهای یکشنبه» و «مکالمه» حساب‌شده صورت گرفته است، امّا در داستان «فانفار»، پی‌رنگ عاشقانة داستان با راوی سوم شخص بیرونی تناسب ندارد. این داستان نتوانسته است زبان و بیانی متناسب با پی‌رنگ عاشقانة خود بیابد. نویسنده در داستان مکالمه، عوارض گفت‌وگونکردن را نشان داده است؛ بدین معنی که گفت‌وگو ارتباطی دو طرفه است؛ گفت‌وگو، فقط گفتن نیست و باید به «شنیدن» نیز به اندازة «گفتن» توجّه داشت. داستانِ موازیِ داستان اصلی در داستان تمام زمستان مرا گرم کن، با عنوان و درون‌مایة داستان هماهنگ است. فضا و مکان داستان و به‌هم‌آمیختگی زمانِ خواب و بیداری و تداخل ساعت‌ها نیز با درون‌مایه تناسب دارد.